تبليغاتX
زندگی زیبا ــ ز ز

زندگی زیبا ــ ز ز

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است ..... تادر آن عشق نباشد همه درها بسته است

زن از نگاه قران

قرآن: زن مظهر عشق، كوثر
بيان قرآن در آفرينش زن بازتاب اصل توحيد است: زن و مرد از يك گوهرند و در آفرينش نابرابرى ندارند. همسر آدم از نفس آدم آفريده مى‏شود تا زوج زن و مرد بيكديگر كمال بجويند.

زن براى برآوردن نيازهاى مادى مرد آفريده نشده است. مظهر شهوت نيست. آرامش بخش و مظهر عشق و دوستى است(1):
«و از آيات او اينكه از نفس شما جفت شما را بيافريد تا بدو آرامش جوييد و ميان شما بنا را بر دوستى و رحمت قرار داد. همانا در اينكار آيه هاست براى مردم انديشمند»
زن و مرد متقلابلاً دوست و ولى يكديگرند(2):
«مردان و زنان مؤمن ولى يكديگرند. امر مى‏كنند به معروف نهى مى‏كنند از منكر و...»
هر يك از زن و مرد را فضلى است (3) و در دوستى و عشق، فضل هاشان در فضلى جامعه تكامل مى‏جويند. اين دو، لباس يكديگرند (4) كنايه از اينكه دو فضلى هستند كه بيكديگر كمال مى‏جويند. پاكيشان به داد و عشقى است كه بنا بر فطرت اساس زناشويى شان است. زن فروغ چشمان مرد با تقوى است (5).
و نيز در آفرينش زن و مرد برابرند (6).
«شما را از مرد و زن آفريديم و قبيله و ملت قرار داديم تا از يكديگر شناخته گرديد. گرامى‏ترين شما نزد خدا با تقوى‏ترين شما است»
نه تنها بدنيا آوردن دختر دليل بى مهرى خدا به هيچ پدر و مادرى نيست (7)، بلكه گاه دليل كمال لطف اوست (8).
«همسر عمران به خدا گفت خدايا نذر مى‏كنم فرزندى را كه در شكم دارم در راه تو آزاد كنم از من بپذير. همانا تو شنوا و دانايى. چون فرزند را بدنيا آورد، گفت: خدايا دختر بدنيا آوردم و خدايا تو داناترى كه چرا دختر بدنيا آوردم و دختر مثل پسر نيست. من او را مريم نام نهادم او و فرزندانش را از شر شيطان رانده، به تو سپردم. خدا از او به نيكوتر پذيرشى، پذيرفت و ذكريا را كفيل مريم كرد. هر بار كه ذكريا به نزديك مريم مى‏رفت، پيش روى او روزى مى‏يافت. از مريم مى‏پرسيد اين روزى از كجا براى تو رسيد؟ مريم پاسخ مى‏داد از نزد خدا: «همانا خدا به كسى كه مى‏خواهد روزى مى‏رساند بيحساب..»
و خدا مريم را مظهر پاكى زنان جهانيان گردانيد (9):
«آنگاه فرشتگان به مريم گفتند خدا تو را برگزيده زنان جهانيان و پاكى بخشيد».
زن و مرد در آفرينش برابرى مى‏يابند. زن از غيريت مى‏آسايد. مظهر عشق، مادر پيامبرى و آب حيات، كوثر، مى‏گردد (10).
اشراف جامعه عرب كه در آن دوران انحطاط عمومى بشريت، در آن دوران انحطاط زن در موقع و منزلهايش، دختران را زنده بگور مى‏كنند، در مقام تحقير خداى محمد مى‏گويند:
ما فرزندان پسر داريم و خداى محمد فرزندان دختر دارد (11). قرآن به آنها هشدار مى‏دهد كه از دختران زنده بگور پرسيده خواهد شد كه به كدامين گناه كشته شدند (12). خدا را فرزندى نيست كه نه دختر و نه پسر (13). زادن پسر بر دختر مزيتى ندارد چرا كه هر دو آفريده آفريدگارند (14).
اينبار بسراغ پيامبر مى‏روند كه او ابتر است زيرا كه فرزند پسر ندارد. پاسخ قرآن اينست (15):
«همانا به تو كوثر بخشيديم پس خدا را درود گو و قربانى كن. نسل بريده، دشمن خداى تو است»
زن، آب زندگى است و جاودانگى هستى بدو است. بدينسان است كه پيام ابراهيم از آلودگى‏ها پاك مى‏گردد. و اين پاك سازى، ضرورت اين زمان است. زمانى كه يكجا اسلام محمد (ص) را نيز از خود بيگانه كرده‏اند و بنام اسلام، زن را مظهر شهوت و ويرانگرى مى‏شمارند. زمانى كه در جاى ديگر و در بحبوحه تمدن، به زن، در محدوده رقابت در مصرف و شهوت و تخريب، آزادى مى‏بخشند.
مطالعه در موقع و منزلت‏ها و حقوق زن، در جامعه‏هاى امروزى، بايد اهميت تعيين كننده پايه كردن يكى از دو برداشت را روشن كند: زن مظهر عشق و سازندگى يا زن مظهر شهوت و تخريب است.
مأخذها و توضيح ها
1- قرآن سوره روم آيه 21 / 2- قرآن سوره توبه آيه 71 / 3- قرآن سوره نساء ايه 32
4- قرآن سوره بقره آيه 187 / 5- قرآن سوره فرقان آيه 74 / 6- قرآن سوره حجرات آيه 13
7- قرآن سوره شورى آيه 49 / 8- قرآن سوره آل عمران آيه‏هاى 37-35 / 9- قرآن سوره آل عمران آيه 42 / 10- قرآن سوره كوثر آيه 1 / 11- قرآن سوره نجم آيه‏هاى 22-21 / 12- قرآن سوره تكوير آيه‏هاى 9-8 / 13- قرآن سوره اخلاص ايه 3 و... / 14- قرآن سوره شورى آيه 49 / 15- قرآن سوره كوثر
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 14:16  توسط محمد رضا   | 

توصيه هايي کوتاه در روابط زناشويي

آقاي عزيز !

 

1) به همسرت بگو : دوستت دارم !

2) واژه « دوست داشتن » را فقط براي او هزينه كن !

3) همسر تو كريستاله ! مواظب باش او را نشكني !

4) كاري كن كه به تو ايمان  بياره !

5) تو بايد تكيه گاه خوبي براش باشي !

6) از عشقت براي او هزينه كن ، نه فقط از ثروتت !

7) زيبايي همسرت را ستايش كن ! 

8) كارهايي كه از توانش بيرونه , به او واگذار نکن !

9) او گل خوشبوي بهاري است ، پژمرده اش نكن !

10) انتظار نداشته باش همسرت مثل تو باشه !

11) با بحث و جدل او را خسته نكن !

12) نسبت به همسرت هميشه وفادار باش!

13) اقتدار و صلابت را جايگزين خشونت كن !

14) همدردي و همدلي او را آرام مي كنه !

15) قبل از انتقاد ازش تعريف كن !

16) سربسرش نگذار !

17) اگه به او احترام بذاري , به زندگي اميدوار مي شه !

18) اگه آزارش بِدي , از تو متنفر مي شه !

19) از دست پختش تعريف كن ! 

20) نيش او نوشه ، ناراحت نشو !

21) دل او را نشکن !

22) مسخره اش نکن !

23) حسادت او را با تحقير برنيانگيز !

24) انگشتان ظريف و صداي نازکش مي گويند : " با من ستيز مکن ! "

25) هر وقت بهت شک کرد ، با صداقت و مهرباني مطمئنش کن ! 

26) اگه گفت : تو منو دوست نداري ! بلافاصله به او بگو :

« به اندازه دنيا دوستت دارم ! »

27) اگه گفت : من بدبختم که با تو ازدواج کردم !   

بگو : عوضش من خيلي خوشبختم که با تو ازدواج کردم !

28) اگه گفت : دلم گرفته تو اين خونه ! 

بگو : در اولين فرصت روي دوشم سوارت مي کنم تو آسمونا مي گردونمت !

29) اگه گفت : تو خيلي بدي !  بگو : عوضش تو خيلي خوبي !

30) اگه ناز کرد ! نازشو به قيمت گرون بخر !

31) اگه گريه کرد ، خيلي دسپاچه نشو ! فقط نوازشش کن !

32) اگه گفت : از دست بچه ها خسته شدم !

بگو : بهت حق مي دم ! تو خيلي صبوري ! ازت متشکرم !

33) اگه اخم کرد ! بهش بگو : اخم نکن , زشت مي شي !

34) اگه باهات قهر کرد ! بگو : قهرت هم مثل مهرت قشنگه ! 

35) اگه از مادر و خواهرت شکايت کرد ، فقط شنونده خوبي باش !

36) اگه گفت : من خواستگاراي زيادي داشتم !

با لبخند بگو : پس من خيلي آدم خوش شانسي هستم که تو رو به چنگ آوردم

37) اگه گفت :  تو زشتي ! بگو عوضش تو خوشگلي !

38) اگه بازم گفت : زشتي ! بهش بگو : زيبايي مرد در عقل اونه !

39) اگه گفت : طلاق مي خوام ! حتما به مشاور مراجعه کن !

40) دلآرامي كه داري دل در او بند !

 

دگر چشم از همه عالم فرو بند !

 

خانم محترم !

 

1) به شوهرت افتخار کن !

2) کسي را با او مقايسه  نکن !

3) اقتدار و غرور او را نشکن !

4) زيبايي او را در عقل او جستجو کن ! 

5) قناعت پيشه باش !

6) زيباييت را به رخ ديگران نکش !

7) ناز کن اما متکبر نباش !

8) دلبري و فريبايي و طنازي پيشه کن !

9) احساسات زيبايت را با انديشه اي متين همراه کن ! 

10) لجبازي نکن که از چشم شوهرت مي افتي ! 

11) تمکين کن تا تاج سرش باشي !

12) پناهگاه شوهرت باش تا فقط به تو پناهنده بشه ! 

13) زيبايي با سادگي و بي آلايشي براي تو آرامش بخش تر خواهد بود !

14) هوس بازي نکن ولي زيبا دوست باش !

15) اگر آشپزي را خوب نمي دوني حتما ياد بگير ! 

16) قبل از رانندگي سازندگي را بياموز !

17) هيچگاه  بدون آرايش مقابل شوهرت نشين !

18) دهانت را مسواک وخوشبو کن ! 

19) بدنت هيچ وقت بوي عرق نده !

20) لباست بوي غذا ندهد !

21) موقع آشپزي از پيش بند استفاده کن !  

22) قبل از شوهرت چشم بر هم نگذار و پيش از او بيدار شو !

23) موي تو يکي از دو زيبايي توست ، ازش مراقبت کن !

24) لبخند قشنگت را در هيچ شرايطي با اخم معاوضه نکن !    

25) توي رنج هات معناهاي زيبا پيدا کن !

26) اگه شوهرت گفت : کسي غير از من با تو ازدواج نمي کرد !

بگو : پس خيلي بايد از تو ممنون باشم !

27) اگه بهت گفت : دوستت ندارم !

بهش بگو : عوضش من به تو افتخار مي کنم !

28) اگه گفت :حوصله تو رو ندارم !

بهش بگو : منم غير از تو کسي رو ندارم !

29) اگه گفت : از خانواده ات خوشم نمياد !

بگو : عوضش من خانواده تو رو دوست دارم !

30) اگه عصباني شد !

بگو : منو ببخش !

31) گاهي براي مادرشوهرت هديه بخر!

32) در خواست هاتو با ناز و دلبري برآورده کن !

33) زورگو نباش !

34) سختي کار شوهرت را درک کن !

35) او را در مردم داري کمک کن !

36) وقتي وارد خونه مي شه , به پيشوازش برو ! دستشو بگير ! بِزار روي صورتت !

37) هيچ وقت بهش نگو : تو بي عرضه اي !

38) لباساشو براش اُتو کن که هر وقت خواست عوض کنه معطل نشه !

39) وقتي غذا رو سر سفره مي ذاري به او بگو : نمي دونم خوشت مياد يا نه ؟!

40) لحظه به لحظه از خداوند کمک بگير ! 

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 14:15  توسط محمد رضا   | 

نکات آموزنده در زندگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

نکات آموزنده در زندگی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) چیست؟

۱) او از همان دوران کودکی شریک مشکلات و ناهمواریهای زندگی پدر بزرگوار خود بود. روزی که بر بنی هاشم حصر اقتصادی زده شد و هر نوع داد و ستد با این گروه ممنوع اعلام گشت، پیامبر(ص) ناچار شد با هشتاد نفر از نزدیکان و گروندگان به وی، در درّه ای به نام «شِعْب ابی طالب» بسر ببرد. در آن هنگام دخت گرامی‏او سه ساله بود زیرا او در سال پنجم بعثت دیده به جهان گشود و حصر اقتصادی در سال هفتم هجرت آغاز شد و سه سال نیز به طول انجامید.
آن کودک به ظاهر خردسال، مانند دیگر زندانیان و محصوران در شِعْب، سه سال تمام با محرومیت و گرسنگی دست به گریبان بود، زیرا غذائی که به آنان به صورت غیر رسمی‏ می‏رسید، آنان را حتی نیم سیر نیز نمی‏کرد و همین زندگی مشقت بار، روح استقامت و پشتکاری را در آن کودک پدید آورد، روشن است که زندگی در مشقت و رنج، انسان را مانند فولاد آبدیده، مقاوم می‏سازد. بر خلاف زندگی در ناز و نعمت که نتیجه ای جز شکست پذیری ندارد.

۲ ) دختر گرامی‏رسول خدا علاوه بر سختی های شعب ابی طالب با رنجها و دردهای دیگری نیز روبرو شد هنوز پنج بهار از عمر او نگذشته بود که مادر گرامی‏خود حضرت خدیجه را از دست داد. مادری که برای دختر حصن و حصین و دژ محکمی‏بود و در عین حال برای شوهر خود نیز، زن با وفا و فداکاری بود. ممکن است این نوع سختی ها به ظاهر بلا و گرفتاری شمرده شود امّا از دیدة عرفانی نوعی رحمت بشمار آید.
ای کاش گرفتاری ظاهری او تنها مرگ مادرش بود ولی چند روزی از مصیبت مادر نگذشته بود که عموی پدر بزرگوار خود ابو طالب را نیز از دست داد و مصیبتی بر مصیبتی افزوده شد.

۳ ) رسول گرامی‏(ص) در سال سیزدهم بعثت، مکه را به عزم اقامت در مدینه ترک گفت به هنگام ترک مکه، به علی(ع) دستور داد که پس از وی «فواطم» را همراه خود به مدینه بیاورد و یکی از آن فواطم، فاطمه دختر گرامی‏پیامبر(ص) بود. فاطمه همراه دو فاطمة دیگر بنام، فاطمه بنت اسد مادر حضرت علی(ع)، فاطمه بنت زبیر، مکه را به عزم مدینه ترک گفتند بار دیگر دختر پیامبر در کنار پدر قرار گرفت و در رنج و غم او شرکت جست، همچنان که در مکه نیز شریک غم او بود چنان که مورخان می‏نویسند:
پیامبر در مسجد الحرام در حال سجده بود یکی از مشرکان بچه دان شتری را بر پشت پیامبر افکند لباس او را آلوده ساخت، دختر گرامی‏پیامبر در گوشة مسجد نشسته بود دوان دوان به کمک پدر شتافت و با آبی که همراه داشت آلودگی از جامه او پاک کرد.
نتیجه می‏گیریم: زهرای اطهر پیوسته در کنار پدر و انقلاب آسمانی او قرار داشت و پدر را تأیید و او را کمک می‏کرد. و بر ایمان و تقوای خود می‏افزود. و هرگز راحت طلبی را بر هدف مقدم نمی‏داشت، این نه تنها محیط مکه است که به کمک پدر می‏شتابد، در جنگ اُحد که در مدینه رخ داد نیز چنین کاری را انجام داد و با آوردن آبی چهرة پدر را شستشو داد و او را نوازش کرد.

۴ ) خواستگاری علی(ع) از زهرا (س)، عقدی که بسته شد، جهیزیه ای که همراه خود به خانه بخت برد همگی از نکات آموزندة زندگی اوست. او به دنبال یک انسان کامل بود که با روح و روان او همسو باشد نه بدنبال انسان ثروتمندی که از نظر روحی کاملاً با او بیگانه باشد، وقتی عبد الرحمان بن عوف و امثال او از زهرا (س) خواستگاری به عمل آوردند دخت گرامی‏پیامبر به هیچ یک پاسخ مثبت نگفت. برخی از خواستگاران به رسول خدا گفتند من طلاها و نقره‏ها را آنچنان می‏چینم ک طرف مقابل، بنده را نمی‏بیند مع الوصف زهرای اطهر (س) به هیچ یک رضایت نداد، زیرا او نمی‏خواست با طلا و نقره همبستر شود. او برای همسری، انسانی را می‏خواست که در اتاق محقری با اثاثیه ای بسیار کم امّا دلی پر از ایمان و تقوا زندگی کند.

۵ ) همسر بودن زهرا نسبت به علی مانع از آن نبود که پیوسته با او مؤدبانه سخن بگوید یک بار هم در طول زندگی همسر را به نام فرزند ابو طالب صدا نکرد، بلکه صدای همسر پیوسته با ادب مناسب و آهنگ مناسبتر بود به گونه ای که به کانون زندگی حرارت و گرمی‏ می‏بخشید، فقط یک بار در یک جریان سیاسی که حق وی را غصب کردند و علی خانه نشین شده بودـ فقط در این یک بار ـ او را فرزند ابو طالب خواند و گفت چرا در خانه نشسته ای و مانند کودکی در رحم، زانوهای غم را در بغل گرفته ای.

۶ )دخت گرامی‏پیامبر نزد پدر آموزش می‏دید و از علوم و آگاهیهای پدر بهره می‏گرفت او نه تنها کارهای خانه را انجام می‏داد بلکه هنگامی‏که پدر بزرگوارش وارد خانه می‏شد از او مسایلی می‏آموخت و همگی در صحیفه ای ضبط می‏شد که بعدها به نام «مصحف زهرا(ص)» معروف گشت و این صحیفه در نزد امامان مانند حضرت باقر و صادق(ع) موجود بود که به آن مراجعه می‏کردند و جریانهایی را پیشگویی می‏کردند.

۷ ) در کنار کارخانه و آموزشهای علمی‏و فکری، عبادت زهرا (س) مورد توجه پیامبر(ص) بود او بسان حضرت مریم(ع) در محراب عبادت می‏ایستاد و نور عبادت او خانه را روشن می‏ساخت حالا این چه نوری بود که محیط زندگی را روشن می‏ساخت برای ما روشن نیست.

۸ ) فصاحت و بلاغت حضرت زهرا از خطبه یادگاری او مُبان و آشکار است خطبه ای که مهاجر و انصار را متأثر کرد، تاریخ زندگی عرب را تشریح نمود، خدمات پدرش را در بالا بردن تمدن آنان به رخ آنان کشید، سپس از عملکرد آنان پس از در گذشت پیامبر سخت انتقاد کرد بالأخص محرومیت خود را از ارث پدر به رخ خلافت کشید که چگونه او را از حق واقعی او محروم ساخته‏اند.
در این خطبه یک جهان تاریخ، یک دنیا نکات آموزنده است ، نکته قابل توجه آنجاست که او این خطبه را ارتجالاً و بدون مقدمه ایراد کرد، بدون آنکه کوچکترین یاد داشتی در اختیار داشته باشد، و از دختر گرامی‏پیامبر جز این انتظار نبود
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 18:32  توسط محمد رضا   | 

ده نکته مهم برای آراستگی آقایون

 

آقایون امروزی معتمد به نفس، شیک و مردانه جلوه میکنند. در این بخش ۱۰ نکته مهم جهت حفظ آراستگی یک مرد را ارائه می کنیم تا بتوانید در زندگی خود بهترین بوده و مورد تحسین و تمجید خانمها قرار گیرید.

این حال تحولات در آقایون ادامه خواهد یافت…

نکته ۱:

اگر همیشه مطابق سنتان رفتار نمی کنید، چه دلیلی دارد که صورتتان سنتان را برملا کند؟ پس مراقبت های پوستی را فراموش نکنید. استفاده از محصولات مخصوص رژیم پوست، یک شستشوی ساده، اصلاح دقیق، و استفاده از مرطوب کننده، چهره تان را از این رو به آن رو می کند.

نکته ۲:

نوع پوستتان را باید بشناسید تا بتوانید محصولات مراقبی مخصوص پوست خودتان را انتخاب کنید. مثلاً اگر پوستتان چرب است، باید از مرطوب کننده بدون چربی استفاده کنید و اگر پوستتان حساس باشد بهتر است از مرطوب کننده هایی استفاده کنید که ضد آفتاب هم در خود داشته باشند.

نکته ۳:

چشمها روی صورت اهمیت زیادی دارند، چون هم سن واقعی شما را برملا می کنند و هم باید نشان دهند که آنشب هم تا دیروقت سر آن پروژه مشغول کار بیدار نمانده اید. برای از بین بردن پف کردگی چشمها یا لکه های دور چشم، از کرم های مخصوص دور چشم استفاده کنید.

نکته ۴:

اگر می خواهید پوستتان واقعاً سالم و تر و تازه به نظر برسد، در روز مقدار کافی آب بنوشید، حداقل ۵/۱ لیتر.

نکته ۵:

یک آقای شیک باید بداند که چطور باید صورتش را اصلاح کند. اصلاح را حتماً بعد از حمام و با مقدار کافی آب داغ انجام دهید. از تیغ های یکبار مصرف استفاده نکنید، یک تیغ خوب و باکیفیت (از انواع تیغ های دولبه) انتخاب کنید. یک کرم اصلاح باکیفیت خریداری کرده و با برس روی صورتتان بمالید. با دقت اصلاح را انجام دهید و در خاتمه کار هم حتماً از افترشیوهای بدون الکل استفاده کنید. اگر می خواهید ریش داشته باشید، برای مرتب کردن آن حتماً به سلمانی بروید. اگر هم ریش دارید و می خواهید برای را اصلاح کنید، اول در حمام به آن شامپو بزنید، بعد با ماشین موزنی آن را کوتاه کرده و درآخر اصلاح کنید.

نکته ۶:

مراقبت از بدن هم اهمیت زیادی دارد. سعی کنید هر روز صبح حمام کنید و درصورت امکان برای جلوگیری از خشک شدن پوستتان از شامپو بدن استفاده کنید نه صابون های معمولی. برای جلوگیری از عرق کردن زیاد در طول روز از اسپری و دئودورانت ضد عرق استفاده کنید.

نکته ۷:

اصلاح موها باید دقیقاً متناسب با صورت و مدل مویتان صورت گیرد. شاید آخرین مدل مو به صورت شما نیاید به همین خاطر بهتر است از چند متخصص کمک بگیرید. اگر کم مو هستید، تا حد امکان موهایتان را کوتاه کنید. اصلاح جزئی ابروها نیز در این گروه بندی قرار میگیرد. بهتر است کمی از موهای روییده شده در وسط ابروی خود را مرتب کنید.

نکته ۸:

یک رژیم غذایی سالم و متعادل داشته باشید و ورزش کنید. مصرف غذاهای فست فود را در تاحد ممکن کم کنید و تا می توانید از میوه ها و سبزیجات تازه استفاده کنید. اینکار نه تنها احساس نشاط و انرژی بیشتری به شمامی دهد بلکه پوست و مویتان را هم تقویت می کند.

نکته ۹:

در ارتباطات احتمالاً محبور می شوید تا می توانید لبخند بزنید به همین دلیل نظافت دندان ها اهمیت زیادی دارد. حتماً حداقل دو بار در روز دندانهایتان را مسواک کنید و برای رفع بوی بد دهان مسواک را روی زبانتان هم بکشید.

نکته ۱۰:

ناخن ها را بگیرید و تمیز نگه دارید. درصورت امکان از کسی بخواهید که آنها را برایتان مانیکور کند. از بلند کردن یک ناخن دست اکیداً خودداری کنید!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 18:29  توسط محمد رضا   | 

معني عشق از ديد کودکان

گروه متخصص و محققي در يک تحقيق سوالي را از گروهي کودک خردسال پرسيده بودند که پاسخ هايي که بچه ها دادند عميق تر و متفکرانه تر از تصورات بود .

سوال اين بود :معني عشق چيست ؟

  • بيلي 4 ساله : وقتي کسي شما را دوست داره اسم شما را متفاوت از بقيه مي گه . وقتي اون شما را صدا مي کنه احساس مي کني که اسمت از جاي مطمئني به زبون آورده شده.
  • ربکا 8 ساله : مادربزرگ من از وقتي آرتروز گرفته نمي تونه خم بشه و ناخن هايش رو لاک بزنه . پدربزرگم هميشه اين کار را برايش مي کنه حتي حالا که دستهاش آرتروز گرفتن .. اين عشقه.
  • کريستي 6 ساله : عشق وقتيه که شما براي غذا خوردن مي رين بيرون و بيشتر سيب زميني سرخ شده خودتون را مي ديد به دوستتون بدون اينکه از اون انتظار داشته باشيد که کمي از غذاي خودش را به شما بده.
  • دني 7 ساله : عشق يعني وقتي که مامانم براي بابام قهوه درست مي کنه و قبل از اينکه بهش بده امتحانش مي کنه تا مطمئن بشه که طعمش خوبه.
  • تري 4 ساله : عشق اون چيزي است که لبخند را وقتي خسته اي به لبت مي آره.
  • اميلي 8 ساله : عشق وقتيه که شما همش همديگر را مي بوسيد بعد وقتي از بوسيدن خسته شديد هنوز دوست داريد با هم باشيد پس بيشتر با هم حرف مي زنيد . مامان و باباي من دقيقا اينجوريند.
  • بابي 7 ساله : عشق همان باز کردن کادوهاي کريسمسه به شرطي که يه لحظه دست نگه  داري و فقط گوش کني.
  • نيکا 7 ساله : اگر مي خواهي دوست داشتن را بهتر ياد بگيري بايد از کسي که بيشتر از همه ازش متنفري شروع کني.
  • تامي 6 ساله : عشق مثل يه پيرزن و يه پيرمرد کوچولو مي مونه که هنوز با هم دوست هستند حتي بعد از اينکه همديگر را خيلي خوب مي شناسند.
  • نوئل 7 ساله : عشق اون موقع است که تو به پسره مي گي از تي شرتش خوشت اومده بعد اون هر روز مي پوشتش.
  • کيندي 8 ساله : موقع تکنوازي پيانو من تنهايي روي سن بودم و خيلي هم ترسيده بودم . به تمام مردمي که من را نگاه مي کردند نگاه کردم و بابام را ديدم که وول مي خوره و لبخند مي زنه . اون تنها کسي بود که اين کار را مي کرد . من ديگه نترسيدم.
  • کلر 6 ساله : مامانم من را بيشتر از هر کس ديگه اي دوست داره چون هيچ کس ديگه اي شبها منو نمي بوسه تا خوابم ببره.
  • الين 5 ساله : عشق اون موقعي است که مامان بهترين تيکه مرغ را ميده به بابا.
  • کريس 7 ساله : عشق اون موقعي است که مامان ، بابا را خندان مي بينه و بهش مي گه که هنوز از رابرت ردفورد خوش تيپ تره.
  • مري آن 4 ساله : عشق وقتيه که سگت مي پره بغلت و صورتت را ليس مي زنه حتي اگه تمام روز تو خونه تنهاش گذاشته باشي .


پسر بچه 4 ساله اي همسايه ديوار به ديوار يک آقاي مسن بود. اين آقا همسرش را از دست داده بود . پسر بچه وقتي پيرمرد را تنها در حال گريه کردن مي بيند به حياط خانه پيرمرد وارد مي شود و مي پرد بغل پيرمرد و همانجا مي ماند . وقتي مادرش ازش مي پرسد که چه کار مي کردي ؟ ميگويد : هيچي من فقط کمکش کردم تا راحت تر گريه کند."

 راستي از نظر شما عشق يعني چه ؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 14:46  توسط محمد رضا   | 

کم هزینه ترین لذتهای دنیا

اعصابم خورده، بدهكارم ، گرفتارم و حوصله ندارم، دلم می خواد گریه کنم...
اگه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ... چه کار کنیم، کارهایی از این قبیل:

1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.

2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.

3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.

4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.

5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.

6 - بیشتردعا كنیم.

7 -در داخل آسانسور و راه پله و... با آدمها صحبت كنیم.

8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.

9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.

10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.

11- زیر دوش آواز بخوانیم.

12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .

13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.

14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.

15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!

16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.

17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!

18- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمع‌آوری كنیم.

19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.

20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.

21- گاهی از درخت بالا برویم.

22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.

23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.

24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.

25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم ، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم

26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.

27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.

28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .

29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.

30- زیر باران راه برویم.

31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..

32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .

33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.

34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.

35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.

36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.

37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.

38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.

39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.

40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم

41- قلب کسی را نشکنیم

42- اگر کسی را از خود رنجاندید از او دلجویی کنید

43- با کودکان بازی کنید و به آنها احترام بگذارید

44- بی دغدغه دوست بدارید ممكن است فردا دیر باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 16:31  توسط محمد رضا   | 

خواستگاري در دوران مختلف

يك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلي نداشت و چاي داغ را روي خودش نريخت.


پانصد سال پس از خلقت آدم:
با يه دونه دامن از اون چيني خال پلنگي ها ميري توي غار طرف.بلند داد مي زني:هاكومبازانومبا(يعني من موقع زنمه)
بعد ميري توي غار پدر و مادر دختره. با دامن چين چيني جلوت نشسته اند و مي گن:از خودت غار داري؟دايناسور آخرين مدل داري؟بلدي كروكديل شكار كني؟خدمت جنگ عليه قبيله ادم خوارها رو انجام دادي؟بعد عروس خانم كه اون هم از اين دامناي چين چيني پوشيده با ظرفي كه از جمجمه سر بچه دايناسور ساخته شده برات چاي مياره و تو مي ريزي روي خودت.


دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزي را آموخته.وقتي داري توي مزرعه به عنوان شخم زدن زمين عمل مي كني با ديدن يه دختر متوجه ميشي كه بايد ازدواج كني.براي همين با مقدار زيادي گندم به مزرعه پدر دختره ميري .اونجا از تو مي پرسند:جز خوت كه اومدي خواستگاري چند تا خر ديگه داري؟چند متر زمين داري؟چند تا خوشه گندم برداشت مي كني؟ آيا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده اي؟
بعد عروس خانم با كوزه چاي وارد ميشه و شما هم واسه اينكه نشون بدي خيلي هول شديد تمام كوزه رو روي سرتون خالي مي كنيد.


40 سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازي به اين نتيجه مي رسيد كه بايد ازدواج كنيد و از مادرتان مي خواهيد كه دختري را برايتان انتخاب كند.در اينجا اصلا نيازي نيست كه شما دختر را بشناسيد چون پس از ازدواج به اندازه كافي فرصت براي شناخت وجود دارد.در ضمن سنت چاي ريزون كماكان پا بر جاست.


هم اكنون:
به دليل پيشرفت تكنولوژي در حال حاضر شما به آخرين نسخه ياهو مسنجر احتياج داريد.البته از''ام اس ان'' يا ''آي سي كيو''هم مي توانيد استفاده كنيد ولي انها آيكنهاي لازم براي خواستگاري را دارا نمي باشند . پس از نصب ياهو مسنجر به يك روم شلوغ رفته هر اسمي كه به نظرتان زيباست ''اد'' مي كنيد و با استفاده از آيكنهاي مربوطه خواستگاري را انجام مي دهيد . البته ياهو قول داده كه نسخه جديد داراي امكانات ازدواج و زندگي مشترك نيز باشد
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 21:43  توسط محمد رضا   | 

تاريخچه مهريه

مي گويند در ادوار ما قبل تاريخ که بشر به حال توحش مي زيسته و زندگي شکل قبليه اي داشته ، به علل نامعلومي ، ازدواج با همخون جايز شمرده نمي شده است . جوانان قبيله که خواستار ازدواج بوده اند ناچار بودند از قبيله ديگر براي خود همسر و معشوقه انتخاب کنند ، از اين رو براي انتخاب همسر به ميان قبايل ديگر مي رفته اند . در آن دوره ها مرد به نقش خويش در توليد فرزند واقف نبوده است ،

يعني نمي دانسته که آميزش او با زن در توليد فرزند موثر است ، فرزند را به عنوان فرزند همسر خود مي شناخته نه به عنوان فرزندان خود ، با اينکه شباهت فرزندان را با خود احساس مي کرده نمي توانسته علت اين شباهت را بفهمد . قهراً فرزندان نيز خود را فرزند زن مي دانسته اند نه فرزند مرد و نسب از طريق مادران شناخته مي شد نه از طريق پدران . مردان موجودات عقيم و نازا به حساب مي آمدند و پس از ازدواج به عنوان يک طفيلي که زن فقط به رفاقت با او و به نيروي بدني او نيازمند است در ميان قبيله زن بسر مي برده است اين دوره را دوره « مادر شاهي » ناميده اند . ديري نپاييد که مرد به نقش خويش در توليد فرزند آگاه شد و خود را صاحب اصلي فرزند شناخت ، از اين وقت زن را تابع خود ساخت و رياست خانواده را بعهده گرفت و باصطلاح دوره « پدر شاهي » آغاز شد . در اين دوره نيز ازدواج با همخون جايز شمرده نمي شد و مرد ناچار بود از ميان قبيله ديگر براي خود همسر انتخاب کند و به ميان قبيله خود بياورد و چون همواره حالت جنگ ميان قبائل حکمفرما بود انتخاب همسر از راه ربودن همسر صورت مي گرفت ، يعني جوان ، دختر مورد نظر خويش را از ميان قبائل ديگر مي ربود . تدريجاً صلح جاي جنگ را گرفت و قبائل ديگر مي توانستند همزيستي مسالمت آميز داشته باشند ، و مرد به جاي ربودن دختر اجير پدر زن مي شد و مدتي براي او کار مي کرد و پدر زن به جاي اين خدمت دختر خويش را به او مي داد تا اينکه ثروت زياد شد ، و مرد به جاي اينکه سالها براي پدر عروس کار کند يکجا هديه لايقي تقديم پدر دختر مي کرد و دختر را از او مي گرفت و از اينجا مهر پيدا شد [1]. » ويژگي که در اين چهار دوره مشابه است اين که در تمام اين مراحل زن استقلال اجتماعي و اقتصادي ندارد و نه تنها محصول کار و زحمت  و مهر او به شوهر و پدر تعلق دارد بلکه حتي نمي تواند به اراده ي خود شوهر انتخاب کند . اما شهيد مطهري به مرحله ي پنجمي هم که روانشناسان و جامعه شناسان در مورد آن سکوت کرده اند ولي اسلام خانواده را بر اساس آن بنيان نهاده ، اشاره مي کند . و آن دوراني است که مرد هنگام ازدواج يک « پيشکشي » تقديم خود زن مي کند  و هيچيک از والدين حقي در آن ندارند . در ضمن زن داراي استقلال اجتماعي و اقتصادي است . به اراده ي خود شوهر انتخاب مي کند و شوهر هم حق استثمار او را ندارد و فقط در ايام زناشويي مي تواند از وصال او  بهره مند شود .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 21:26  توسط محمد رضا   | 

ابراز عشق

يک روز آموزگار از دانش آموزاني که در کلاس بودند پرسيد آيا مي توانيد راهي غير تکراري براي ابراز عشق ، بيان کنيد؟ برخي از دانش آموزان گفتند با بخشيدن عشقشان را معنا مي کنند. برخي «دادن گل و هديه» و «حرف هاي دلنشين» را راه بيان عشق عنوان کردند. شماري ديگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختي» را راه بيان عشق مي دانند.
در آن بين ، پسري برخاست و پيش از اين که شيوه دلخواه خود را براي ابراز عشق بيان کند، داستان کوتاهي تعريف کرد: يک روز زن و شوهر جواني که هر دو زيست شناس بودند طبق معمول براي تحقيق به جنگل رفتند. آنان وقتي به بالاي تپّه رسيدند درجا ميخکوب شدند.
يک قلاده ببر بزرگ، جلوي زن و شوهر ايستاده و به آنان خيره شده بود. شوهر، تفنگ شکاري به همراه نداشت و ديگر راهي براي فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پريده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترين حرکتي نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زيست شناس فريادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دويد و چند دقيقه بعد ضجه هاي مرد جوان به گوش زن رسيد. ببر رفت و زن زنده ماند.


داستان به اينجا که رسيد دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

راوي اما پرسيد : آيا مي دانيد آن مرد در لحظه هاي آخر زندگي اش چه فرياد مي زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوي جواب داد: نه، آخرين حرف مرد اين بود که «عزيزم ، تو بهترين مونسم بودي.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت هميشه عاشقت بود.
››


قطره هاي بلورين اشک، صورت راوي را خيس کرده بود که ادامه داد: همه زيست شناسان مي دانند ببر فقط به کسي حمله مي کند که حرکتي انجام مي دهد و يا فرار مي کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پيش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. اين صادقانه ترين و بي رياترين ترين راه پدرم براي بيان عشق خود به مادرم و من بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 21:23  توسط محمد رضا   | 

زنها فرشته اند

يك روز يک زن و مرد ماشينشون با هم تصادف ناجوري مي کنه .
بطوريکه ماشين هردوشون بشدت آسيب ميبينه .
ولي هردوشون بطرز معجزه آسايي جون سالم بدر مي برن..
وقتي که هر دو از ماشينشون که حالا تبديل به آهن قراضه شده بيرون ميان ، رانندهء خانم بر ميگرده ميگه:
- آه چه جالب شما مرد هستيد!…. ببينيد چه بروز ماشينامون اومده !همه چيز داغون شده ولي ما سالم هستيم …. ! اين بايد نشونه اي از طرف خدا باشه که اينطوري با هم ملاقات کنيم و ارتباط مشترکي رو
با صلح و صفا آغاز کنيم …!
مرد با هيجان پاسخ ميگه:
- اوه … “بله کاملا” …با شما موافقم اين بايد نشونه اي از طرف خدا باشه !
بعد اون خانم زيبا ادامه مي ده و مي گه :
- ببين يک معجزه ديگه! ماشين من کاملن داغون شده ولي اين شيشه مشروب سالمه .مطمئنن خدا خواسته که اين شيشه مشروب سالم بمونه تا ما اين تصادف خوش يمن كه مي تونه شروع جريانات خيلي جالبي باشه رو جشن بگيريم !
و بعد خانم زيبا با لوندي بطري رو به مرد ميده .
مرد سرش رو به علامت تصديق تکان ميده و در حاليكه زير چشمي اندام خانم زيبا رو ديد مي زنه درب بطري رو باز مي کنه و نصف شيشه مشروب رو مي نوشه و بطري رو برمي گردونه به زن .
زن درب بطري رو مي بنده و شيشه رو برمي گردونه به مرد.
مرد مي گه شما نمي نوشيد؟!
زن لبخند شيطنت آميزي مي زنه در جواب مي گه :
- نه عزيزم ، فکر مي کنم الان بهتره منتظر پليس باشيم …
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 21:10  توسط محمد رضا   | 

زوج رمانتيك (ظنز)

يك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن.
ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت:چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين ، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين.
خانم گفت: اووووووووووووووووه ! من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم.
پري چوب جادووييش رو تكون داد و
اجي مجي لا ترجي
دو تا بليط براي خطوط مسافربري جديد و شيك QM2در دستش ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته ، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم.
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و.........
اجي مجي لا ترجي
و آقا 92 ساله شد!
پيام اخلاقي اين داستان

مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن ،

ولي پريها................
مونث هستند !!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت 20:36  توسط محمد رضا   | 

پيرمردي صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با يک ماشين تصادف کرد و آسيب ديد عابراني که رد مي شدند به سرعت او را به اولين درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهاي پيرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "بايد ازت عکسبرداري بشه تا مطمئن بشيم جائي از بدنت آسيب ديدگي يا شکستگي نداشته باشه "
پيرمرد غمگين شد، گفت خيلي عجله دارد و نيازي به عکسبرداري نيست .
پرستاران از او دليل عجله اش را پرسيدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا مي روم و صبحانه را با او مي خورم. امروز به حد كافي دير شده نمي خواهم تاخير من بيشتر شود !
يكي از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر مي دهيم تا منتظرت نماند .
پيرمرد با اندوه ! گفت : خيلي متأسفم. او آلزايمر دارد . چيزي را متوجه نخواهد شد ! او حتي مرا هم نمي شناسد !
پرستار با حيرت گفت: وقتي که نمي داند شما چه کسي هستيد، چرا هر روز صبح براي صرف صبحانه پيش او مي رويد؟
پيرمرد با صدايي گرفته ، به آرامي گفت: اما من که مي دانم او چه کسي است !


آپلود و
بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

من را به غیر عشق به نامی صدا نکن

غم را دوباره وارد این ماجرا نکن

بیهوده پشت پا به غزلهای من نزن

با خاطرات خوب من اینگونه تا نکن

موهات را ببند دلم را تکان نده

در من دوباره فتنه و بلوا به پا نکن

من در کنار توست اگر چشم وا کنی

خود را اسیر پیچ و خم جاده ها نکن

بگذار شهر سرخوش زیبائیت شود

تنها به وصف آینه ها اکتفا نکن

امشب برای ماندنمان استخاره کن

اما به آیه های بدش اعتنا نکن....

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 20:41  توسط محمد رضا   | 

فنون جذب آقايان اصولی !

اصولا چه زماني به جلوي آينه مي رويد؟ وقتي از خانه خارج مي شويد. وقتي ميهمان مهمي به خانه تان مي آيد. وقتي قرار است به مهماني برويد.

چه زماني زيباترين حرف ها را مي زنيد؟ وقتي با افراد فاميل و کساني که با آنها رو در بايستي داريد ،ملاقات مي کنيد. زماني که تلفني با فرد غريبه اي صحبت مي کنيد؟

اگر مي خواهيد عشق و جاذبه ي روز هاي نخست آشنايي به قصه ي يکي بود ، يکي نبود تبديل نشود و همچنان همسرتان براي ديدن شما مشتاق باشد و اولين اولويت زندگي همسرتان باشيد ، بهتر است رفتار خودتان را در روز هاي اول به ياد آوريد.

اميدوارم زيباترين حرف هاي زندگي تان را به نزديک ترين فرد زندگي تان بگوئيد و دلنشين ترين رفتار را براي کسي داشته باشيد که موظفيد بيشترين جاذبه را برايش داشته باشيد.


اگر مي خواهيد عشق و جاذبه ي روز هاي نخست آشنايي به قصه ي يکي بود ، يکي نبود تبديل نشود و همچنان همسرتان براي ديدن شما مشتاق باشد و اولين اولويت زندگي همسرتان باشيد ، بهتر است رفتار خودتان را در روز هاي اول به ياد آوريد.

امام صادق(ع) :
بر زن واجب است که خود را از بهترين عطر هايي که دارد براي شوهرش خوش بو کند، براي او بهترين لباس ها را بپوشد و به بهترين وجه آرايش کند.(1)

اينکه شما هر روز همديگر را مي بينيد دليل آن نمي شود که آن قدر براي هم تکراري شويد که ديگر هم ديگر را نبينيد. پس مطمئن باشيد هنوز هم اگر با ظاهري آراسته به استقبال همسرتان برويد و در گفتگو و نشست و بر خواست اصول جذابيت بيشتر را رعايت کنيد ، همسرتان با تمام مشغله و مشکلات بيرون از خانه و با وجود داشتن فرزند ، رفتاري متفاوت از امروز که شما فراموشش کرده ايد خواهد داشت .

به طور قطع آنچه باعث جذب شدن افراد به هم مي شود ، حسن اخلاق و درک متقابل و گذشت و بسياري از مولفه هاي ديگر است.و به قول حافظ هزار نکته در اين کار و بار دلداريست!


واما کار زنان شاغل کمي سخت تر است زيرا آن ها هم ساعتي از وقت خود را در منزل نيستند و هم وظايف خانه داري و رسيدگي به کار بچه ها را دارند اما آن ها هم مطمئنا اگر بخواهند مي توانند هميشه جايگاه همسري خود را به خوبي حفظ کنند.


البته به طور قطع آنچه باعث جذب شدن افراد به هم مي شود ، حسن اخلاق و درک متقابل و گذشت و بسياري از مولفه هاي ديگر است.و به قول حافظ هزار نکته در اين کار و بار دلداريست!

اما بحث ما در اين مقاله خوش پوشي،رعايت جذابيت ظاهر و خلاصه حفظ طراوت روز هاي اول است البته در کنار اخلاق خوش .


اگر دين اسلام به مردان تذکر حفظ حريم نگاه را مي دهد و از زنان مي خواهد تا زيبايي ها و زينت هايشان را از غير محارم بپوشانند ، علت اصلي آن حفظ کانون خانواده است .پس خودتان با دست خودتان موجبات از بين رفتن اين کانون مخصوصا در شرايط امروزي جامعه را فراهم نکنيد.

جذاب ترين زن در خانه باشيد تا معجزه اش را در رفتار همسرتان ببينيد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 22:14  توسط محمد رضا   | 

هنگام خريد با همسرچه بايد کرد؟

خريد كردن با همسرتان شباهت زيادي با رفتن به مطب دندانپزشكي دارد؛ دردناك و در عين حال غير قابل اجتناب است. دير يا زود از شما خواهد خواست او را در يكي از خريدهاي طاقت فرسايش همراهي نماييد.

اگر از خريد كردن دل خوشي نداشته و نمي توانيد خود را خلاص كنيد، چه بايد انجام دهيد تا آن روز قابل تحمل و زود گذر شود؟ رعايت اين نكات زندگي شما را بسيار آسانتر خواهد نمود ....

زرنگ تر باشيد، پيشتاز باشيد، بيشتر طولش بدهيد

***فقط دو نفري برويد ***
زن ها به ندرت تنهايي خريد مي روند. هنگامي كه از شما خواست كه او را همراهي كنيد، مطمئن شويد كه ديگر هيچ كدام از دوستان دختر وي و يا هيچ يك از اعضاي فاميلش به دنبال شما نخواهند آمد چرا كه به ازاي اضافه شدن يك نفر زن، مدت زمان خريد دو برابر افزايش خواهد يافت.


***ليستي تهيه كنيد ***
يك زن مي تواند بسيار غير قابل پيش بيني باشد. به همين دليل از او بخواهيد پيش از بيرون رفتن ليستي از اقلام مورد نياز و فروشگاهاي مورد نظرش را تهيه نمايد. او مشاجره خواهد كرد، اما احتمال شما در اين قسمت برنده مي شويد؛ دشواري كار اين است كه او را مجبور به رعايت خريد مطابق با آن ليست نماييد.



***به مراكز خريد برويد***
زحمت همراهي كردن همسر خود را در خريد قبول كرده ايد ولي درعين حال نميخواهيد راننده شخصي او شويد. مركز خريدي كه داراي فروشگاه هاي متعدد ميباشد را انتخاب كنيد تا مجبور به رانندگي در سراسر شهر نگرديد.



***كفشهاي راحت بپوشيد***
اگر قبلا در چنين موقيعتي گرفتار شده باشيد، ميدانيد كه زن ها هنگاميكه به يك مركز خريد وارد ميشوند، مي توانند عمل خريد كردن را به يك مسابقه سه گانه دو 100 متر، پرش ارتفاع و پرتاب وزنه تبديل كنند. آنها به تك تك فروشگاه ها سر ميزنند - دو مرتبه - بنابراين لازم است خودتان را به يك جفت كفش راحت مخصوص پياده روي مجهز نماييد.



***در فروشگاه هاي بزرگ خريد كنيد ***
فرض كنيد كه همسر شما تصميم گرفته از بوتيكهاي منحصر بفردي خريد كند، در اين شرايط مي توانيد او را متقاعد نماييد كه فروشگاه هاي بزرگ و عمومي نيز اجناس شيك و مطابق با مد روز ارائه مي كنند. البته ايده اصلي اين است كه وقتي همسرتان در يك فروشگاه بزرگ در حال انجام كار خودش است، شما فرصتي پيدا خواهيد كرد كه جديدترين وسايل الكترونيكي و آخرين DVD هاي منتشر شده را مرور نماييد.



***از فروشگاه هاي راحت ديدن نماييد***
هر فروشگاهي كه محلي براي نشستن مشتريانش داشته باشد، دوست شما است. حداقل مي توانيد زماني كه همسرتان در حال نگاه كردن پايان ناپذير خود به اجناس و امتحان لباس ها است، مدتي را به استراحت بپردازيد.



***به فروشگاههايي كه فروشندگانشان خانم هستند برويد***
به دنبال فروشگاهي بگرديد كه فروشنده اش يك خانم زيبا باشد و فرمان را به سمت آن فروشگاه هدايت كنيد. مطمئن باشيد كه همسر شما با سرعتي باور نكردني خريدش را تمام كرده و شما از اين همه عجله متعجب خواهيد شد.


***كفش خريد نكنيد ***
پيشنهاد مي كنم از خريد كردن كفش همانند مرض طاعون دوري و اجتناب ورزيد. خريد كفش فرآيندي بسيار وقت گير است كه در آن همسرتان مجبور است يك جفت از بين هزاران جفت كفش مشابه هم انتخاب كرده، براي تعيين سايز آنها را پوشيده و بخاطر اينكه متوجه راحتيشان شود، چند قدمي راه رود. اين سه مرحله براي هر جفتي كه به نظر وي جالب باشد، تكرار خواهد شد. مطلب واضح است؟


***از او بخواهيد لباس راحت بپوشد***
اگر همسرتان تصميم خريد لباس داشته باشد، احتمال اينكه بخواهد برخي را براي امتحان به تن كند زياد است. ايده خوب اين است كه او لباسي بپوشد كه درآوردنش راحت بوده و در نتيجه پروو لباسها بيشتر از زمان مور نياز طول نكشد. به ياد داشته باشيد كه هنگام خريد لباسهاي زيپ دار بهتر از دكمه اي هستند.



***لباسش را شما برايش انتخاب كنيد***
از آنجايي كه شخص شما بيشتر از هر فرد ديگري مجبور به نگاه كردن او ميباشد، پس چرا لباسش را خودتان انتخاب نكرده و نظر ندهيد كه آيا اندازه و برازنده اش است؟ اگر به اندازه كافي زيرك و باهوش باشيد، همسرتان اين عمل شما را تحسين نموده و خريد بسيار سريعتر تمام خواهد شد.



***قاطع و محكم باشيد***
اينگونه اتفاق مي افتد: بيست دقيقه طول ميدهد تا لباس مورد علاقه اش را انتخاب كرده، آن را كاملا بر تن نموده و نظر شما را جويا شود. زن ها معمولا در رابطه با ظاهرشان غير مطمئن بوده و هنگاميكه شما فقط به گفتن '' بد نيست'' اكتفا مي كنيد، احساس زشتي و يا نا خوشايندي به او دست خواهد داد.نكته اين است كه قاطعانه و با اطمينان نظر خود را ابراز نماييد.



***نگذاريد با دوستانش تماس بگيرد ***
تلفن همراه او را پنهان كرده، خاموش نموده و يا پيش خود نگهداريد -- تحت هيچ شرايطي نبايد به او اجازه دهيد براي كمك گرفتن در خريد به دوستانش تلفن كند. اين گفتگوها گفته مي شود به اندازه مذاكرات صلح در جنگ سرد به طول مي انجامد. رومانتيك و احساساتي بوده و به او بگوييد كه امروز قرار است فقط متعلق به ما دو نفر باشد.



***يك آنتراك تدارك ببينيد ***
اگر روز را تقسيم بندي كنيد، متوجه خواهيد شد كه خريد كردن مي تواند يك تجربه قابل تحمل گردد. براي اين منظور در طول روز زمانهايي را براي استراحت مثلا براي صرف نهار با يك نوشيدني اختصاص دهيد.



***چرخ بزنيد و بيهوده وقت تلف كنيد***
اين مطلب را بگيريد:همسر شما قبلا به دليل اينكه تقاضايش را براي همراهي كردن او در خريد پذيرفته ايد، در قله رفيع خوشنودي و رضايت قرار گرفته است. از اين شرايط و موقيعت خوشرويي و بشاشي وي استفاده كرده و حركتي كنيد. هنگامي كه او در حال امتحان اجناس است، بطور پنهاني بطرف قسمتهاي مورد علاقه خود رفته و لذت ببريد.



***خود را مشغول نگهداريد ***
خريد كردن با يك زن از دو مرحله تشكيل مي شود. يك بخش مربوط به ديدن اجناس و لباسها از پشت ويترين است كه شما را مجبور به پياده رويهاي طاقت فرسا مي كند. و بخش ديگر انتخاب لباس و پوشيدن آن است. اين مرحله نياز به آموختن صبر و بردباري توسط شما دارد. به اين منظور به دوستان تلفن زده و يا با گيم هاي موبايل، خود را سرگرم نمايد.



***يك وقت گريز و فرار تنظيم كنيد***
به منظوره فيصله دادن به قضيه، در آن روز براي بعد از خريد برنامه ريزيهاي مهمي انجام دهيد تا همسرتان مجبور شود سر يك زمان معين كارش را تمام كند. مثلا مي توانيد بليط سينما تهيه كنيد و بهتر است از او بخواهيد كه پول آن را پرداخت كند.



شما زنده مانديد!


اگر اين رهنمون ها را رعايت كنيد، خريد رفتن به همراه همسرتان آنقدر ها نيز عذاب آور نخواهد بود.


از فرصت استفاده كرده و او را تشويق به خريدن لباسهايي نماييدكه دوست داريد وي را در آنها ببينيد و چيزي هم براي خودتان خريداري كنيد. به اين ترتيب خريد رفتن شما ديگر يك اتلاف وقت صد در صد محسوب نخواهد شد..
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:55  توسط محمد رضا   | 

زن خوب، تعادل را به زندگي شما ميآورد باور نداريد؟

زن خوب، تعادل را به زندگي شما ميآورد باور نداريد؟

زن خوب، تعادل را به زندگي شما ميآورد باور نداريد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:53  توسط محمد رضا   | 

داماد شدن چه سخته !! ( طنز)

گفتن تا اسم آقا داماد رو صدا کرديم بايد بره آزمايش ادرار و خون و غيره بده! روي صندلي نشستم و منتظر موندم براي آزمايش اعتياد. يه آقاي قدبلند و لاغر مردني که انگار‍ تازه از سر منقل پاشده و اومده که آزمايش اعتياد بده، يه گالن آب گرفته بود دستش و قٌلٌپ قٌلٌپ ميرفت بالا، از اينور به اونور سالن قدم ميزد و زير لب غر ميزد که اي بابا! هرچي آب ميخوريم “نمياد که نمياد” !

بعد از ده دقيقه صدام کردن و من هم رفتم به سوي “دستشويي برادران”. آقاي “مسئول نظارت بر امور جيش(!)” اونجا روي چهارپايه نشسته بود. تا من رو ديد لبخندي زد و گفت: ” آقاي داماد! مبارک باشه ايشالله!”. بوي تند دستشوئي داشت خفه ام ميکرد. به زور لبخندي زدم و تشکر کردم. يه ليوان يکبار مصرف (خالي) بهم تعارف کرد تا پر تحويلش بدم! زير چشمي نگاهي کرد و گفت: “شيريني ما هم فراموش نشه!” . يه دستم ليوان و ساير مخلفات(!) بود، با اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به طرف دادم.

بعد گفتن صداتون ميکنيم براي آزمايش خون. صدام که کردن، رفتم توي يه اتاق ديگه. خانوم دکتر لبخندي زد و گفت: “به به! چه آقا دوماد خوش تيپي! مبارک باشه!”. سوزن آمپول رو تا اونجا که ميرفت فرو کرد توي رگ من بدبخت و گفت:” البته شيريني ما فراموش نشه ها!” . يه دستم به پنبه الکل روي بازوم بود، با اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به خانوم دکتره دادم.

از اتاق آزمايش خون که اومدم بيرون همون آقا لاغره رو ديدم که داشت با مسئولين اونجا جر و بحث ميکرد که: “آقا باور بفرمائيد هرچي آب ميخورم نمياد! ميشه من برم فردا بيام براي آزمايش”؟؟
گفتن کلاس معارفه و آموزش قبل از ازدواج تشکيل ميشه، بايد بريم دو تا کتاب تهيه کنيم و بريم سر کلاس تا آموزش ببينيم! يه خانومه بود که کتابهاي درسي(!) رو توزيع ميکرد، لبخندي زد و گفت: “مبارک باشه آقاي دوماد!” . دو تا کتاب آموزشي رو بهم داد و گفت: “البته شيريني ما هم فراموش نشه!”. يه دستم به کتابها بود، با دست اون يکي دستم 500 تومن از جيبم درآوردم و به دختره دادم.

همراه با بقيه آقا دومادها سر کلاس توجيهي که رفتيم، آقاي دکتر با يه فيلم ويدئويي وارد اتاق شد. گفت آقايون دومادها خسته نباشيد! يه سري آموزشهاي قبل از ازدواج هست، البه شماها ماشالله همتون خودتون واردين!، يه جعبه هم اونجا رو اون ميزه، شيريني هاتون فراموش نشه!!” ، فيلم رو گذاشتو و خودش بدو بدو از اتاق خارج شد!

و اما اين فيلم خودش ماجرائي داشت! اولش که از همون اولين روز خلقت شروع کرد!:

“..و خداوند زمين را از دو جنس نر و ماده آفريد…”!

دو تا مرغابي نشون داد که احتمالا نر و ماده بودن و توي برکه داشتن با هم شنا ميکردن. دو تا ميمون نشون داد که توي جنگل از اين شاخه به اون شاخه مي پريدن و جيغ جيغ ميکردن! يه روباه نشون داد با دوتا بچه روباه که باباشون احتمالا رفته بود اداره (!) يا دنبال شکار يه لقمه نون حلال براي زن و بچه اش. دو تا مرغ عشق نشون داد که داشتن نوکهاشون رو به هم ميزدن و درگوش هم شماره تلفن رد و بدل ميکردن و انداخته بودشون تو قفس! خلاصه يه 5 دقيقه اي رازبقا نشون داد، بعد يهو دوربين يه شات گرفت از ميدون امام حسين و صف اتوبوس خط تهرانپارس و برادران و خواهراني که غيورانه مثل مور و ملخ (همون راز بقاهه!) كنار هم بودن! خلاصه ديگه کاملا بهمون ثابت شد که زمين از دو جنس نر و ماده آفريده شده!

بعد يه آقا دکتر مهربوني رو نشون داد که اومده بود و توصيه هاي ايمني ميداد! ميگفت ميخواين زنتون رو بوس کنين سعي کنين قبلش حموم برين که تنتون بوي عرق نده، دندوناتون رو مسواک بزنين، موهاتون رو قشنگ شونه کنيد. گفت خانومها هم بايد ياد بگيرن که تا شوهرشون مياد خونه آب دستشونه بزارن زمين و برن يه ليوان آب خنک براي شوهرشون بيارن! لباس آراسته بپوشن و با آغوشي باز از همسرشون پذيرايي کنن. يه آقاي هم نشون داد که اومد و اون هم همين رو گفت. گفت که اگر خانوم خانه “با آغوش باز” باشد اين از هر عبادتي بهتره. بعد باز دوباره آقاي دکتر اومد که بگه مسواک نشه فراموش! بعد گفت: اگه شوهر اومد خونه و ديد زنش حال نداره که برن خونه آقا ناصر اينها، بنده خدا رو زور نکنه که پاشو بريم پاشو بريم. بعد گفت که بايد به همسر خود احترام بگذاريم و براشون گل بخريم و از زحمات و زرشک پلوهائي که براي ما مي پزن تشکر کنيم. بعد دوباره آقاي روحاني اومدن و گفتند که: آن روزِي که رفتار شوهر با همسر از روي مهر و محبت نباشد، همانا آنروز بر زن و شوهر حرام است. به همسران خود احترام بگذازيد

بعد بهمون ياد دادن که چگونه سر صحبت را آغاز کنيم! يک نمايش نشون دادن با يک آهنگ زمينه رومانتيک. يه ميز گرد بود يه دختره اونطرف نشسته بود، يه پسره از اين طرف اومد با يه شاخه گل رز! شاخه گل رو گذاشت روي ميز و اينطرف ميز نشست. بعد هر دوتاشون خنديدن و عشوه اومدن! لبهاشون تکون ميخورد (يعني داشتن با هم حرف ميزدن!) آهنگ رومانتيک هنوز بود! بعد تصوير آروم آروم رفت و دوباره اومد. اينبار ميز هنوز بود، گل هنوز بود، آهنگ رومانتيک هنوز بود، ولي اينور و اونور ميز کسي نبود!!! بعد دوباره آقاهه اومد و گفت: ديدين بهتون گفتم با همسر خود مهربون باشين بد نمي بينين؟؟!” خلاصه کلي آموزش ديديم، با چيزهاي ديگه!

و ما از اون به بعد در کنار همسرمون به خوبي و خوشي زندگي کرديم!

انشالله خدا نصيب همه کنه که ازدواج کنن! هيچي نداشته باشه، حداقل اين حسن رو داره که ميرين سر اين کلاسها و يه خورده ميخندين!
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 22:53  توسط محمد رضا   | 

داستاني از نشان عشق و لياقت


فرمانروايي که مي کوشيد تا مرزهاي جنوبي کشورش را گسترش دهد، با مقاومتهاي سرداري محلي مواجه شد و مزاحمتهاي سردار به حدي رسيد که خشم فرمانروا را برانگيخت و بنابراين او تعداد زيادي سرباز را مامور دستگيري سردار کرد. عاقبت سردار و همسرش به اسارت نيروهاي فرمانروا درآمدند و براي محاکمه و مجازات با پايتخت فرستاده شدند.

فرمانروا با ديدن قيافه سردار جنگاور تحت تاثير قرار گرفت و از او پرسيد: اي سردار، اگر من از گناهت بگذرم و آزادت کنم، چه مي کني؟
سردار پاسخ داد: اي فرمانروا، اگر از من بگذري به وطنم باز خواهم گشت و تا آخر عمر فرمانبردار تو خواهم بود.
فرمانروا پرسيد: و اگر از جان همسرت در گذرم، آنگاه چه خواهي کرد؟
سردار گفت: آنوقت جانم را فدايت خواهم کرد!
فرمانروا از پاسخي که شنيد آنچنان تکان خورد که نه تنها سردار و همسرش را بخشيد بلکه او را به عنوان استاندار سرزمين جنوبي انتخاب کرد.

سردار هنگام بازگشت از همسرش پرسيد: آيا ديدي سرسراي کاخ فرمانروا چقدر زيبا بود؟ دقت کردي صندلي فرمانروا از طلاي ناب ساخته شده بود؟
همسر سردار گفت: راستش را بخواهي، من به هيچ چيزي توجه نکردم. سردار با تعجب پرسيد: پس حواست کجا بود؟
همسرش در حالي که به چشمان سردار نگاه مي کرد به او گفت: تمام حواسم به تو بود. به چهره مردي نگاه مي کردم که گفت حاضر است به خاطر من جانش را فدا کند!

داستاني  از نشان عشق و لياقت

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 18:54  توسط محمد رضا   | 

وقتي يک...

وقتي يک دختر حرفي نميزند

ميليونها فکر در سرش مي گذرد

----------------------------------------------------------------

وقتي يک دختربحث نميکند

عميقا مشغول فکر کردن است

-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم

يعني اصلا حال خوبي ندارد
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي

----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند
----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
-----------------------------------------------------------------
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 20:41  توسط محمد رضا   | 

داماد ها و مادرزن

زني سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.

يکروز تصميم گرفت ميزان علاقه اي که دامادهايش به او دارند را ارزيابي کند.

يکي از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالي که در کنار استخر قدم ميزدند از قصد وانمود کرد که پايش ليز خورده و خود را درون استخر انداخت.

دامادش فوراً شيرجه رفت توي آب و او را نجات داد.

فردا صبح يک ماشين پژو 206 نو جلوي پارکينگ خانه داماد بود و روي شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

زن همين کار را با داماد دومش هم کرد و اين بار هم داماد فوراً شيرجه رفت توي آب و جان زن را نجات داد.

داماد دوم هم فرداي آن روز يک ماشين پژو 206 نو هديه گرفت که روي شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»

نوبت به داماد آخري رسيد.

زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.

اما داماد از جايش تکان نخورد.

او پيش خود فکر کرد وقتش رسيده که اين پيرزن از دنيا برود پس چرا من خودم را به خطر بياندازم؟

همين طور ايستاد تا مادر زنش در آب غرق شد و مرد.

فردا صبح يک ماشين بي ام و آخرين مدل جلوي پارکينگ خانه داماد سوم بود که روي شيشه اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آذر 1387ساعت 13:14  توسط محمد رضا   | 

خواب یک مرد

روزي مردي خواب عجيبي ديد. ديد که رفته پيش فرشته ها و به کارهاي آنها نگاه مي کند.
هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هايي را که توسط پيک ها به زمين مي رسند، باز مي کنند و آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند
.
مرد از فرشته پرسيد: شما داريد چکار مي کنيد؟

فرشته در حالي که داشت نامه اي را باز مي کرد، گفت: اينجا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي گيريم
.
مرد کمي جلوتر رفت. باز دسته بزرگ ديگري از فرشتگان را ديد که کاغذهايي را داخل پاکت مي کنند و آنها را توسط پيک هايي به زمين مي فرستند
.
مرد پرسيد: شماها چکار مي کنيد؟

کي از فرشتگان با عجله گفت: اين بخش ارسال است، ما الطاف و رحمتهاي خداوند را براي بندگان به زمين مي فرستيم
.
مرد کمي جلوتر رفت و يک فرشته را ديد که بيکار نشسته
.
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما اينجا چه مي کنيد و چرا بيکاريد؟

فرشته جواب داد: اينجا بخش تصديق جواب است. مردمي که دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند ولي فقط عده بسيار کمي جواب مي دهند
.
مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي توانند جواب بفرستند؟

فرشته جواب داد: بسيار ساده، فقط کافي است بگويند: خدايا شکر

خواب عجيب مرد !!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 17:49  توسط محمد رضا   | 

اصول ساده اي كه زنان ، بايد در همسر داري رعايت كنند

براي آنكه زندگي زناشوئي از شادي ونشاط لازم برخوردار باشد، زن دربرابر شوهر بايد اصولي را رعايت كند. شما خانم محترم در صورتي كه اين اصول را رعايت كنيد ، همسر شما شيفته شما خواهد شد و تا آخر عمر عاشقانه دوستتان خواهد داشت . هرگز فراموش نكنيد يك ” پر” را نمي توان با فشار و قدرت به جايي پرتاب كرد ولي همين” پر” را مي توان با جريان ساده هوا به هر جايي فرستاد .

?- دركليه موارد معيشت اعم از تملك ودرآمد وغيره ازكلمه ما استفاده نماييد نه من وتو ؛ فراموش نكنيد كه اكنون زندگي مشترك شروع شده ديگرمن وتومطرح نيست.

?- درمقابل شوهر خود هرچند حق باشما باشد، لجبازي واصرار نكنيد.

?- شوهر خود را بخصوص درمقابل بستگانش تحقير نكنيد. ازتعريف و تمجيد بستگان خود درمقابل آنان پرهيز نماييد.

?- از مخالفت ومشاجره با شوهر خود بپرهيزيد.

?- چنانچه كمك‎هائي ازطرف بستگان شما به شوهرتان شده آنها را به رخ او نكشيد.

?- با دوستان وآشنايان شوهرتان درمعاشرت‎ها بيش ازحد معمول گرم نگيريد.

?- شوهر خود را درمعاشرت با اقوامش محدود نكنيد.

? - دررفت و آمد و معاشرت با بستگان شوهر خود پيشقدم باشيد.

?- به بستگان نزديك شوهر خود (مادرشوهر، پدرشوهر، برادرشوهر، خواهرشوهرو…) بيش از خويشاوندان ديگر احترام بگذاريد.

??- زحماتي كه براي پذيرايي خويشاوندان شوهر خود متحمل مي شويد به رخ شوهر خود نكشيد.

??- چنانچه در آمدي داريد و براي زندگي هزينه مي‎كنيد آن را بازگو نكنيد.

??- از مردان ديگر نزد شوهرتان تمجيد نكنيد. هيچ مردي را به رخ شوهرتان نكشيد و ترجيح ندهيد و در گفتار اين موضوع را رعايت كنيد.

??- براي انجام درخواستهاي خود با شوهرتان با خشونت و آمرانه برخورد ننماييد.

??- براي برآوردن نيازمنديهاي خود از نظر مادي و غير مادي امكانات شوهر خود را در نظر بگيريد و او را تحت فشار نگذاريد .

??- خود را براي شوهرتان بياراييد و بهترين و تميزترين لباس خود را در مقابل وي بپوشيد.

??- در مقابل شوهر خود با حالت افسرده و اخمو حاضر نشويد .او را در موقع ورود به خانه با لبخند و شاد وخندان استقبال كنيد.

??- پس از مراجعت شوهر خود به خانه كارهاي خود را حتي الامكان كنار بگذاريد ودر حضور او بنشينيد و با سخنان خوشايند و با گرمي با او خداحافظي كنيد.

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 18:47  توسط محمد رضا   | 

نشانه علاقمندي يك زن

در زير برخي از نشانه هاي كه مي تواند نشانه علاقمندي يك زن باشد را مشاهده ميكنيد:

?- او همگام با شما است

ناگهان متوجه ميشويد كه او همه جا حضور دارد. او “بطور اتفاقي” هر كجا شما هستيد پيدايش مي شود، يا در راه روي محل كارتان مرتب جلوي شما قدم ميزند، يا “تصادفي” به شما برخورد ميكند، يا در ميهماني در اطراف شما مانور مي دهد.
آنچه كه او انجام ميدهد تلاش براي جلب توجه شما است، و براي اين است كه خود را در موقعيتي قرار دهد تا شما “قدم اول” را برداريد. مسئله اينجا است كه بسياري از مردان نسبت به اين عمل زنان بيتوجه هستند و به همين دليل بسياري از فرصت ها را از دست ميدهند. مردان مستقيم عمل مي كنند، زنان غير مستقيم. بنابراين اگر زني مكررا” شروع به قرار گرفتن سر راه شما نمود، احتمال اينكه او اينكار را عمدا” انجام ميدهد زياد است

.

?- او حركاتي بخصوص انجام مي دهد

يك جمله قديمي مي گويد:”جسم دروغ نمي گويد.” طبيعت بشر را جوري برنامه ريزي نموده كه هنگام ابراز علاقه بي اختيار شروع به انجام يك سري حركات جسماني مشخص ميكند. اين اعمال غير شفاهي از گشاد شدن چشم هنگام نظاره به چيزي جالب گرفته تا لبخند زدن و لمس كردن، متغير است

.
در اينجا برخي از علائم زبان جسماني را مشاهده ميكنيد:
اشاره نمودن در جهت شما با پاها يا شانه ها
خم شدن به طرف شما هنگام صحبت
بازي كردن با مو و دست كشيدن لاي موها
نوازش كردن جواهرات ( مانند گوشواره ) و لمس نمودن دسته عينك
چشم برنداشتن از شما هنگام صحبت و گفتگو
تقليد از حركات شما ( مثلا” اگر دست خود را روي ميز بگذاريد او هم همين كار را ميكند.)
لبخند زدن هنگاميكه شما او را برانداز ميكنيد.

اگر برخي از اين علائم را هنگام حضور طرف مقابل مشاهده نموديد، تقريبا” مي توانيد مطمئن شويد كه او چراغ سبز شروع رابطه براي ازدواج را دارد به شما نشان ميدهد

?- او هيچگاه براي شما سرش شلوغ نيست

اين اصلي ترين قانون بازي عشق است. اگر زني علاقه به برقراري رابطه و بيرون رفتن با شما داشته باشد، هميشه خودش را در دسترس قرار ميدهد. يعني او يك شماره تلفن كاري يا آدرس ايميل به شما خواهد داد. او در اسرع وقت به تلفن يا ايميل شما جواب خواهد داد. او دعوت شما را براي با هم بودن خواهد پذيرفت - و اگر او در روزي كه شما تعيين كرده ايد وقت نداشت، چيزي شبيه اين خواهد گفت: “خوب، اين پنجشنبه نميتونم، اما اگر اشكال نداره بندازيم براي پنجشنبه ديگه، باشه؟ ”

شما هرگز از يك زن علاقمند چنين جملاتي را نخواهيد شنيد: ” الان واقعا” سرم شلوغه”، يا

“بذار بينم وقت دارم”، يا “نميدونم بتونم بيام يا نه”

?-او در مورد شما كنجكاو است

زني كه به شما علاقمند است دوست دارد همه چيزتان را بداند ( تا بتواند در اين مورد با دوستان دخترش صحبت كند). او درمورد خانواده،پيشينه،سليقه غذايي، موسيقي، فيلم و مسائل گوناگون شما پرسش خواهد كرد. انگيزه اصلي او اين است كه علايق شما را بشناسد تا بتواند خود را داراي علايق مشترك با شما نموده و پيوستگي بيشتري با شما ايجاد كند- اگر از قايق سواري خوشتان نميآيد، او نيز ناگهان از اين كار متنفر مي شود

?- او وضعيت مالي شما را مي سنجد

زن علاقمند دوست دارد منابع و بنيه مالي همسر آينده خود را مورد سنجش قرار دهد. سؤالاتي مانند: “كجا زندگي ميكني؟”، “چه ماشيني داري؟” و “شغلت چيه؟” ميتواند نشانه علاقمندي وي باشد. اگر پاسخ اين سؤالات مطابق با “استانداردهاي” او باشد، علائم بعدي ظاهر خواهند شد وگرنه او در غباري از مه فرو خواهد رفت

?- او در مورد آينده صحبت ميكند

يك زن علاقمند هميشه دوست دارد در مورد نقشه هاي آينده و كارهايي كه ميتوانيد با هم انجام دهيد اشتياق نشان مي دهد. درواقع او اغلب چيزي شبيه اين ميگويد: “واي… تو هم از بولينگ خوشت مياد؟ بايد يه بار با هم بريم بازي كنيم.” اگر او چنين عمل نمود، شك نكنيد كه دوست دارد ازش بخواهيد با شما بيرون برود

?- او بيقراري و بي تابي ميكند

اگر او واقعا” علاقمند باشد، همانند يك گربه دور و بر شما دستپاچه و بيقرار خواهد بود، بخصوص هنگاميكه شما نتوانيد متوجه علائم اشتياق او شويد. البته ممكن است كه ذاتا” يك شخص خجالتي نرمال باشد - اگر او فقط پيش شما بي قراري ميكند، احتمالا در سرش فكر ازدواج دارد

?- او نسبت به زنان ديگر، حسادت مي ورزد

يك زن سعي مي كند از مرد مورد علاقه خود همانند يك عقاب مراقبت نموده و او را با چنگ و دندان حفظ كند. بنابراين اگر در حال جوك گفتن براي زنان ديگر متوجه حرص خوردن و جلز و ولز كردن او شديد، بدانيد كه او انتظار دارد برايش بيشتر از يك دوست باشيد.

نشانه هاي فوق ممكن است لزوما” دليل بر علاقمندي يك زن نباشد چون برخي از زنان كلا” با ديگران حالتي دوستانه دارند اما اگر تعداد زيادي از اين علائم را در فردي مشاهده نموديد ميتوانيد به خود اميدواري دهيد و به دلتان صابون بزنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم آبان 1387ساعت 18:46  توسط محمد رضا   | 

عاشقانه - دوستت دارم

يک بار دختري حين صحبت با پسري که عاشقش بود  ازش پرسيد


چرا دوستم داري ؟ واسه چي عاشقمي؟پسر گفت :دليلشو نميدونم


...اما واقعا دوستت دارم دختر:تو هيچ دليلي رو نميتوني عنوان کني...


پس چطور دوستم داري؟چطور ميتوني بگي عاشقمي؟


من جدا دليلشو نميدونم اما ميتونم بهت ثابت کنم .دختر:ثابت کني!نه من


دليلتو ميخام .پسر:باشه ...باشه...ميگم...چون تو خوشگلي"صدات گرم و


خواستنيه "هميشه بهم اهميت ميدي"دوست داشتني هستي"به خاطر


لبخندت .دختر از جواب اون خيلي راضي و قانع شد .متاسفانه چند روز بعد


اون دختر تصادف وحشتناکي کردو به حالت کما رفت.


پسرنامه اي کنارش گذاشت با اين مضمون :عزيزم گفتم،بخاطر صداي گرمت


عاشقتم اما حالا که نميتوني حرف بزني،ميتوني؟


نه!پس من ديگه نميتونم عاشقت بمونم گفتم بخاطر اهميت دادن ها و


مراقبت کردن هات دوستت دارم اما حالا که نميتوني برام اونجوري باشي


،پس منم نميتونم دوست داشته باشم. گفتم واسه لبخندات،براي حرکاتت


عاشقتم اما حالا نه ميتوني بخندي نه حرکت کني پس منم نميتونم


عاشقت باشم اگه عشق هميشه يه دليل  ميخوادمثل همين الان پس ديگه


براي من دليلي واسه عاشق تو بودن وجود نداره


عشق دليل ميخواد؟!


نه!معلومه که نه!


پس من هنوز هم عاشقتم!


عشق واقعي هيچوقت نمي ميره


اين هوس است که کمتر و کمتر ميشه و از بين ميره


عشق خام و ناقص ميگه:"من دوست دارم چون بهت نياز دارم


ولي عشق کامل و پخته ميگه :بهت نياز دارم چون دوستت دارم


سرنوشت تعيين ميکنه که چه شخصي تو زندگيت واردبشه


اما قلب حکم ميکنه که چه شخصي در قلبت بمونه"

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 14:55  توسط محمد رضا   | 

چند پرسش از حضرت آدم (ع) و پاسخ او

روزی حضرت آدم (ع) در محلی نشسته بود، ناگاه شش نفر را که سه نفر آنها سفید روی و نورانی و سه نفر آنها سیاه روی و بد منظر بودند، مشاهده کرد.آن شش نفر نزد آدم آمدند، سفید رویان در سمت راست آدمو سیاه رویان در سمت چپ او نشستند.برای آدم چنین منظره ای شگفت آور و غیر عدی بود، بی درنگ از آنها خواست خود را معرفی کنند و بعد به سمت راست خود توجه کرد و از یکی از سفید رویان پرسید:تو کیستی؟

من عقل و خرد هستم.

آدم :جای تو کجاست؟

جای من در مغز و دستگاه اندشه انسان است.

آدم از سفید روی دیگر پرسید:تو کیستی؟

من مهر و عطوفت هستم.

آدم :جای تو کجاست؟

جای من در دل انسان است.

آدم از سومین نفر از سفید رویان پرسید :تو کیستی؟

من حیا هستم.

آدم :جای تو کجاست؟

جای من در چشم انسان است.

به این ترتیب آدم فهمید که مرکز و مظهر عقل مغز است، مرکز و مظهر مهر و عاطفه قلب است و مظهر و مرکز حیا چشم است.

آنگاه حضرت آدم به سمت چپ نگریست و از سیاه رویان خواست تا خود را معرفی کنند. از یکی از آنها پرسید:

تو کیستی؟

من خودخواهی و تکبر هستم.

آدم :جای تو کجاست؟

جای من در مغز و دستگاه اندشه انسان است.

آدم : مگر عقل در آنجا قرار نگرفته است؟

چرا، ولی هنگامی که من در آنجا مستقر باشم عقل فرار می کند.

آدم از دومین نفر از سیاه رویان پرسید :تو کیستی؟

من رشک و حسادت هستم.

آدم :جای تو کجاست؟

جای من در دل است.

آدم : مگر مهر و عاطفه در آنجا قرار نگرفته است؟

چرا، ولی هنگامی که من در آنجا جای می گیرم مهر و عاطفه بیرون می رود.

آدم از سومین نفر از سیاه رویان پرسید :تو کیستی؟

من طمع و آز هستم.

آدم :جای تو کجاست؟

جای من در چشم است.

آدم : مگر حیا در آنجا قرار نگرفته است؟

چرا، ولی زمانی که من در آنجا جای می گیرم حیا می رود.

به این ترتیب حضرت آدم (ع) درک کرد که خودخواهی و کبر دشمن عقل است، رشک بردن مخالف عاطفه می باشد و طمع و حیا ضد همدیگر هستند.

منبع::::کتاب قصه های قرآن::::

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 15:17  توسط محمد رضا   | 

لایق دیدار…!

 

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم
سحری با نظر لطف تو بیدار شویم
کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان
تا که همسفره تو لحظه افطار شوم

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 18:14  توسط محمد رضا   | 

تاثیر هندوانه بر میل جنسی

 

هندوانه

بنا به گفته دانشمندان، تركيباتی در هندوانه يافت می شود كه سبب اتساع عروق خونی و شايد افزايش میل جنسی گردد.
دكتر پتيل رئيس مركز تحقيقات علمي درباره انواع ميوه و سبزي در دانشگاه تكزاس مي‌گويد: «هرچه بيشتر در مورد هندوانه تحقيق مي‌شود متوجه فوايد بيشتري از اين ميوه مي‌شويم. خواص مفيد هندوانه كاملا براي همه شناخته شده می‌باشد اما با هر تحقيق جديد به ليست تركيبات سود مند آن همچنان اضافه می‌شود. ريز مغذی‌های موجود در هندوانه و يا ميوه‌ها و سبزيجات ديگر تر كيبات طبيعی هستند كه نقش فعالی رادر واكنش‌های شيميايی مفيد در بدن به عهده دارند. آرژنين باعث افزايش اكسيد نيتريك متسع‌كننده عروق می‌شود كه اين اثر آن مشابه وياگرا می‌باشد و براي درمان اختلالات جنسی و حتی پيشگيری از آن كاربرد دارد. افزايش اكسيد نيتريك در درمان آن دسته از اختلالات روانی كه نياز به روان‌تر شدن جريان خون دارند موثر است و در عين حال برای آنژين صدری فشار خون بالا و بيماري‌های قلبی عروقی نيز می تواند سودمند واقع شود.»
دكتر پتيل افزود شايد هندوانه مشخصا مانند وياگرا عمل نكند اما عروق را بدون اثرات جانبی كه مصرف دارو به همراه دارد متسع مي‌كند. فوايد هندوانه به همين جا ختم نمي‌گردد. آرژنين با پاكسازی بدن از آمونياك و سموم به چرخه ادراری نيز كمك مي‌كند. سيترولين كه پيش‌ساز آرژنين می‌باشد در پوست هندوانه به مقدار بيشتری نسبت به خود هندوانه يافت می‌شود و از آنجا كه پوست هندوانه خورده نمی‌شود، دانشمندان در تلاش براي توليد گونه جديدی از هندوانه هستند كه حاوی سيترولين بيشتري در مغزش باشد. همچنين دانشگاه كشاورزی اوكلاهوما نيز تحقيقات دانشكده تگزاس را مورد مطالعه و بررسی قرار داده است.
هندوانه غنی از ليكوپن نيز می‌باشد كه از اين نظر حتی مي‌تواند جايگزين سلطان اين گروه يعني گوجه فرنگي باشد. حدود 92 درصد هندوانه را آب تشكيل مي‌دهد اما همان 8 درصد ما بقی حاوی مقدار قابل توجهی ليكوپن و ديگر آنتی اكسيدان‌هايی است كه در سلامت قلب پروستات و پوست نقش دارند. از آنجايی كه ليكوپن محلول در چربی مي‌باشد و براي جذب بيشتر در بدن نياز به چربی خاصی در خون دارد بنابراين مصرف گوجه فرنگی در سالاد همراه با سبزيجات روغنی مثل آووكادو يا اسفناج توصيه می‌شود. ممكن است اين مطلب در مورد ليكوپن نيز صدق نمايد اما نتايج به اثبات رسيده‌ای در دست نيست.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 17:59  توسط محمد رضا   | 

مردانه زندگي کن!

1- از شوخيهاي بي جا و بي مورد جداً خودداري کنيد. توجه داشته باشيد که وقتي بعضي از اوقات شوخي بي مورد مي کنيد و ديگران فقط به احترام شما به زور لبخند مي زنند ، همسرتان در مقابل ديگران از رفتارها و شوخيهاي شوهرش خجالت مي کشد.

در ضمن شوخي زياد و تعريف وقت و بي وقت جوکها و خاطره هاي با مزه ،شما را از شکل يک مرد باوقار خارج مي کند و حتماً همه اين را مي دانند که شوخي زياد ، انسان را سبک مي کند و اينکار، مختص آدمهاي جلف است. به اندازه و در وقت خودش شوخي کنيد. البته منظور اين نيست که گرفته و عبوس باشيد، بلکه هميشه خوش اخلاق بوده و در شوخ بودن زياده روي نکنيد.

 

2- هميشه با همسرتان مودبانه صحبت کنيد. بعضي ها فکر مي کنند بي ادبانه حرف زدن با همسر، نشانه ي صميمت است. ولي به ياد داشته باشيد که اگر بي ادبانه و يا با به کار بردن حرفهاي زشت با او حرف بزنيد، به طور ناخودآگاه به او اجازه مي دهيد او هم همينطور با شما حرف بزند. پس درست است که مي گويند: «احترام هر کس دست خودش است»

حضرت علي(ع) در اين مورد مي فرمايند: «ادب و تربيت ارزش وجود توست، هر مقدار که بر ادب و تربيتت افزوده شود، قدر و قيمتت افزايش مي يابد».

همين حکم در مورد داد و فرياد بر سر همسر هم صدق مي کند ، اگر شما سر او داد بزنيد بعد از يکي دو بار، قبح اين کار در خانه از بين مي رود و او هم متقابلا سر شما داد مي زند و اين با اصول «مردسالاري منطقي» مغاير است. اگر همسرتان کار اشتباهي کرد، اخم بکنيد،با اوصحبت نکنيد. ولي بي ادبي نکنيد، فحش ندهيد و داد نزنيد و به محض اينکه همسرتان دست از کار اشتباهش برداشت ، موضوع را نديده بگيريد از آن به بعد و هيچوقت درباره ي اشتباهش با او حرف نزنيد.

 

3- سعي کنيد با همسرتان جر و بحث نکنيد. حتي اگر حق با شما باشد. مطمئن باشيد اگر حق با شما ست ، در بيشتر موارد او اين موضوع را مي داند. در بسياري از موارد او با پيش کشيدن حرفهاي تکراري، فقط مي خواهد نگرانيها و خستگيهايش را به شما بروز دهد و يا به نوعي توجه شما را به خودش جلب کند. بنابراين وقتي همسرتان شروع به بهانه گيري و شکايت از شما ، زيادي کارهايش و به هم ريختگي اوضاع و احوال کرد، فقط به حرفهايش گوش کنيد و با حالت صورتتان نشان دهيد که به حرفهايش توجه داريد. مثلاً لبخند بزنيد و يا قيافه ي جدي بگيريد.

 

خيلي از اوقات فقط مي خواهد حرف بزند و درد دل کند و نمي خواهد شما را مجاب و يا با خودش همراه کند. بنابراين همين که احساس کند به او توجه داريد ، به زودي عصبانيتش فروکش مي کند و آرام مي شود .اما باقر(ع) درباره  ي جر و بحث کردن بيخود فرموده اند «کسي که جر و بحث بيخودي مي کند مورد فحش و دشنام قرار مي گيرد.»

 

4- همانطور که در قسمتهاي قبل گفته شد ، خانم ها با ازدواج دنبال تکيه گاه مي گردند، کسي که در مواقع بحراني بتوانند به او پناه ببرند. آنها مي خواهند در مواجهه با ناملايمات و سختيها و خطرات که غيرقابل اجتناب بوده و در همه ي زندگيها وجود دارد کسي باشد که با تکيه به او احساس آرامش کنند.

در مواقع بحراني مثل مرگ عزيزان، يا خبردار شدن از بيماري مهلک اطرافيان،  و يا در موقع بروز خطر، حتي اگر مضطرب شده ايد و يا ترسيده ايد، خويشتن دار باشيد و ترس و اضطرابتان را بروز ندهيد.

سعي کنيد خودتان را آرام نشان دهيد و به همسرتان هم آرامش بدهيد. ممکن است اينکار غيرممکن به نظر برسد ولي با تلقين و تمرين مي توان به خود مسلط شد. بعضي وقتها ديده شده در چنين مواقع مردها بيشتر از همسرانشان بي تابي و بي قراري مي کنند. مرد هم مردهاي قديم!

 اتفاقات تلخ و حوادث خطرناک هم جزء زندگي است و بالاخره به پايان مي رسد ولي اگر در مواجهه با آنها رفتار منطقي و درستي داشته باشيد ، وقتي همسرتان جريان را براي ديگران تعريف مي کند واکنشهاي شما را با افتخار برايشان بازگو خواهد کرد وبه شما افتخار مي کند.


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 19:29  توسط محمد رضا   | 

10فرمان برای فیصله دعوا


1 خودتان را جاي همسرتان بگذاريد:

 وسط داد و بيداد هايي که مي کنيد، يک لحظه خودتان را جاي همسرتان بگذاريد و سعي کنيد تا جايي که مي توانيد مشکلاتش، استرس هايي که دارد و احساسات فعلي اش را درک کنيد.

 

2 باورهاي غير واقع بينانه را تغيير دهيد:

«يک دعوا يعني خراب کردن هر چي تا حالا ساخته ايم»، «همسرم بايد هميشه مرا بفهمد چون همسرم است ديگر!»، «همسرم هيچ وقت خودش را عوض نمي کند»، «نيازهاي همسرم، زمين تا آسمان با نيازهاي من فرق مي کند» و...  اين باورها ممکن است با قيافه اي حق به جانب ته ذهن شما نشسته باشند.

کاري نداريم که کي و ازکجا آمده اند توي ذهن شما؛ ولي حاصلش اين است که اگر تغييرشان ندهيد، به قول لازاروس «اين فکر هاي سمي مي تواند شما را ديوانه کند» واقعيت اين است که «هميشه و در همه ي روابط زناشويي، اختلاف هايي پيش مي آيد»، «همسران نمي توانند هميشه ذهن طرف مقابلشان را بخوانند»، «همه تا حدي تغييرپذيرند» و «افرادي که دو طرف يک رابطه طولاني مدت قرار مي گيرند، معمولا نياز هاي مشابه هم دارند».

 

3 دعوا را به شخصيت همسرتان ربط ندهيد:

اگر بعد از دعوا فکر کنيد که دعوا به اين خاطر بوده که همسرتان اصولا خودخواه است، ديگر جايي براي صلح نمي ماند. شخصيت دعوايي ممکن است وجود داشته باشد اما غالبا رفتار همسران موقع دعوا تحت تاثير موقعيت است. اگر بيشتر تامل کنيد مي بينيد که «همسرتان هميشه اين طور عمل نمي کند» و «با اينکه رفتارش خوب نبوده اما مي دانيد که به شما علاقه مند است».

 

4 دعوا را به قسمت هاي عميق رابطه نکشانيد:

 اگر هميشه توي دعوايتان به اصطلاح  «رو» دعوا کنيد، در «عمق» هميشه يک وفاداري هميشگي پنهان وجود خواهد داشت. دعوايتان را به اين جاها ربط ندهيد.

 

5 احساسات تان را با صراحت بيان کنيد:

 به جاي اينکه بگوييد «حس سينما رفتن داري؟»، بگوييد «دوست دارم برم سينما». به جاي اينکه از جملات «تو من را... »، از جملات «من احساس مي کنم...» استفاده کنيد..

 

6 درباره همسرتان کلي گويي نکنيد:

اينکه بگوييد «تو آدم بي ملاحظه اي هستي» چيزي را عوض نمي کند. دقيقا به همسرتان بگوييد که چه چيزي بايد در رفتارش تغيير کند.

 

7 جايگزين بگذاريد:

 اينکه داد و بيداد کنيد که از رنگ هاي صورتي  و قهوه اي و آبي و زرشکي براي پرده خانه خوشتان نمي آيد، چيزي را درست نمي کند؛ به جاي اينها البته اگر رنگي باقي مانده بود بگوييد از کدام رنگ خوشتان مي آيد.

 

8 خوب گوش کنيد:

 بله، خوب گوش نمي دهيد! به قول قدما با گوش دل حرف هاي طرف مقابل را نمي شنويد. تا همسرتان حرف مي زند در مقابلش توي ذهنتان يک جمله آماده مي کنيد. اينکه نشد گوش دادن! فيدبک بدهيد ببينيد اصلا آن جوري که شما  فهميده ايد، همسرتان حرف زده است يا نه.

 

9 ببخشيد:

 بعضي وقت ها واقعا همسرتان مقصر بوده و اشتباه کرده است. شما بهتر است در اين مواقع، لذت توفيق اجباري بخشش را بچشيد.

 

10 تمرين «روزهاي صميمانه» را انجام دهيد:

 شايد به نظرتان خنده دار باشد اما گاهي چاره اي جز اين نمي ماند که يک تمرين مکانيکي انجام دهيد. مي توانيد يک تعداد روز متوالي را مشخص کنيد و در اين روزها توافق کنيد که هر روز حداقل 5 مورد از فهرست کارهايي که همسرتان مي خواهد را انجام دهيد.

البته او هم بايد متقابلا کارهايي که شما مي خواهيد را انجام دهد. اين کارها اول بايد امري باشند؛ يعني طرف را از کاري نهي نکنند، دوم بايد عملياتي باشند؛ سوم آن قدر کوچک باشند که بتوان هر روز انجامشان داد و چهارم مربوط به دعواي اخير نباشند. باور کنيد اين تمرين ها معجزه مي کند. امتحانش ضرر که نداره ، داره ؟؟


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 19:28  توسط محمد رضا   | 

10 قانون براي زندگي

براي زندگي خود قوانيني در نظر بگيريد و سعي كنيد از آنها سرپيچي نكنيد. اين قوانين را پس از مشورت با متخصصان و افرادي كه تجربه يك زندگي موفق را داشته اند، تدوين كنيد.
2 - از «خود»، «افرادي كه در زندگي شما نقش دارند» و «محيط اطرافتان» شناخت كافي به دست آوريد.
3 - به اين نكته واقف باشيد كه شما سهم عمده اي در ساختن زندگي خود داريد. در بيشتر مواقع اين شما هستيد كه مي توانيد از زندگي لذت ببريد يا آن را به كام خود تلخ كنيد.
4 - بيشتر چيزهايي كه در زندگي شما وجود دارد و برايتان لذت بخش نيستند، مي توانند به دست خود شما از بين بروند. به طور مثال، اگر از شغل خود راضي نيستيد فقط نياز به تلاش و پشتكار داريد تا با شايسته كردن خود شغل بهتري به دست آوريد و يا اگر از چاقي خود رنج مي بريد، كافي است كمي همت كنيد.
5 - در زندگي نقش يك قرباني را بازي نكنيد يا سعي نكنيد با يادآوري تجربه هاي تلخ گذشته براي خود بهانه بسازيد. اين كار فقط تضمين مي كند كه يأس، عدم پيشرفت و عدم موفقيت در انتظار شما است.
6 - ديگران را مقصر عدم موفقيت خود قلمداد نكنيد. زندگي مال شما است، پس خودتان هستيد كه دوباره و دوباره مي توانيد آن را بسازيد.
7 - هر فكري مي كنيد و هر تصميمي مي گيريد، پيامدهايي را برايتان به دنبال خواهد داشت. اگر مثبت فكر كنيد، نتيجه مثبت مي گيريد و اگر به دنبال افكار منفي باشيد، نتيجه تان هم منفي خواهد شد.
8 - علت بروز وقايع ناخوشايند در زندگي را پيدا كنيد يا سري به تجربه هاي پيشين خود بيندازيد تا ببينيد عيب كار از كجا بوده است.
9 - هيچگاه از تغيير نترسيد. گاهي اوقات تغييرات نقش مهمي در زندگي تان خواهند داشت و علي رغم انتظارتان عمل خواهد كرد.
10 - واقع نگر باشيد. خود، زندگي و دنياي اطرافتان را آن گونه كه هست بشناسيد، نه آن گونه كه خودتان مي خواهيد.
11 - با خودتان صادق باشيد و اگر مي دانيد كاري باعث موفقيتتان نمي شود آن را از زندگي خود خارج كنيد و به جاي بهانه آوردن از همين حالا دست به كار شويد.
12 - درست و با دقت تصميم گيري كنيد.
13 - به خاطر داشته باشيد عملكردهاي شماست كه داستان زندگي تان را مي نويسد.
14 - فكرها، آرزوها، هدف ها و تصميمات خود را به عملكردهاي معنادار، هدفمند و سازنده ترجمه كنيد.
15 - خودتان را براساس نتايجي كه مي گيريد ارزيابي كنيد، نه فقط براساس حرف ها.
16 - درد خود را بشناسيد تا هرچه سريع تر خود را از مهلكه مسبب بروز آن درد خلاص كنيد. به اين نكته واقف باشيد كه همين درد مي تواند انگيزه اي براي بروز يك تغيير در زندگي شما باشد.
17- گاهي ريسك كردن در زندگي باعث موفقيت مي شود. اگر خردمندانه و با درايت ريسك كنيد، پيروزي از آن شما است. اگرچه ريسك كردن در ابتداي امر دلهره آور و ترسناك است، اما ارزش آن را دارد. توجه داشته باشيد كه براي اين كار ممكن است مجبور باشيد خيلي از چيزهاي آشنا و عادت ها و راحتي هاي خود را كنار بگذاريد.
18 - فيلترهايي كه جلوي چشم شما را گرفته اند تا دنيا را زيبا نبينيد، دور بيندازيد.
19 - شما دنيا را آن گونه كه مي بينيد؛ مي شناسيد و تجربه مي كنيد. اين شما هستيد كه مي توانيد انتخاب كنيد كه چگونه به دنيا بنگريد و آن را تجربه كنيد. اين قدرت انتخاب در هر مرحله از زندگي همراه شماست.
20- عواملي را كه بر نگاه شما به دنيا اثر مي گذارند بشناسيد و در صورت منفي بودن، آنها را تغيير دهيد و مثبت كنيد. اگر از دريچه تجربيات تلخ گذشته به دنيا نگاه مي كنيد، بدانيد كه داريد حال و آينده خود را بر اساس همان تجربيات مي سازيد.
21- شما مدير زندگي خود هستيد. آن را براساس بهترين استانداردهاي مديريت هدايت كنيد تا نتيجه خوبي بگيريد. موفقيت را سرلوحه تدوين برنامه هاي مديريتي خود قرار دهيد.
22 - اگر از خود توقع زيادي نداشته باشيد، سال ها در همان پله اي كه هستيد درجا مي زنيد. پس به اهداف بلند فكر كنيد. اما به اين نكته هم توجه داشته باشيد كه هرگز از مرز واقع نگري خارج نشويد.
23- ما خودمان هستيم كه به اطرافيانمان ياد مي دهيم چه رفتاري با ما داشته باشند. رفتارهاي محترمانه يا بي ادبانه از سوي اطرافيان، همه بازتاب شخصيتي است كه ما از خودمان براي آنها ترسيم كرده ايم.
24- محدوديت ها و قوانيني را كه افراد حين برخورد با شما ملزم به رعايت آن هستند به آنها ياد دهيد. البته اين به معناي آن نيست كه مستقيم حرف هايتان را بيان كنيد، بلكه مي توانيد با رعايت نكاتي ظريف، در بطن اعمال و گفتارتان آنها را از مسئوليتشان در قبال شما آگاه نماييد. براي خود احترام بسياري قائل شويد تا ديگران نيز از شما تبعيت كنند. كسي كه به خود ارزش نمي دهد نبايد توقع رفتار ارزشمندي از جانب ديگران داشته باشد.
25- برخي اوقات لازم است كه به ديگران گوشزد كنيد رفتار شايسته اي نداشته اند. اين كار راهي مناسب براي پيشگيري از تكرار دوباره چنين امري در آينده است.
26- براي «بخشش» ارزش بسياري قائل شويد. همانطوركه گذشتگان گفته اند: در عفو لذتي است كه در انتقام نيست. به اين فكر كنيد كه با انتقام فقط فكر و روح خود را بي جهت آزرده كرده ايد و افكاري را كه به سلامت روحتان آسيب مي رساند در خود پرورانده ايد. مهم نيست آن فرد چه فكري در مورد شما مي كند، شما بخشش را صرفاً براي آرامش و سلامت خودتان انجام دهيد.
27- قدرت كنترل عصبانيت خود را داشته باشيد. راه هايي به كار بريد تا در صورت بروز عصبانيت رفتار ناشايسته اي از خود بروز ندهيد.
28- به خاطر بسپاريد كه نفرت، حسادت و خشم؛ مخرب وجود آدمي هستند و روح و قلب فردي را كه آنها را در وجودش نگهداري مي كند ذره ذره نابود مي كنند. احساسات زشت، چهره زشتي به شما مي بخشند. اين احساسات نه تنها بر روح شما اثر مي گذارند، بلكه عواقبي همچون اختلال در خواب، سردرد، كمردرد و حتي سكته قلبي را نيز به شما تقديم مي كنند.
29- در زندگي به آن چيزي مي رسيد كه هميشه به آن فكر مي كنيد. و آن چيزي را به دست مي آوريد كه همواره طلب كرده ايد.
30- مهمترين نكته اين كه: هيچگاه از ياد خدا غافل نشويد و در لحظه لحظه زندگي به او توكل كنيد.
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 22:47  توسط محمد رضا   | 

قوانين طلايي همسرداري براي مردان

 
  
 
قانون طلايي اول: بايد زني داشته باشيد که در کارهاي خانه کمک کند، خوب آشپزي کند، گردگيري کند...
 
قانون طلايي دوم: بايد زني داشته باشيد که سرگرمتان کند، شما را بخنداند، باعث فراموشي غصه شود...
 
قانون طلايي سوم: بايد زني داشته باشيد که بتوانيد به او اطمينان کنيد و مطمئن باشيد هيچوقت به شما دروغ نميگويد...
 
قانون طلايي چهارم: بايد زني داشته باشيد که در کنارش به آرامش برسيد و از بودن با او لذت ببريد...
 
قانون طلايي پنجم: خيلي خيلي مهم است که اين چهار زن از وجود يکديگر بيخبر باشند!
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 22:43  توسط محمد رضا   |