تبليغاتX
زندگی زیبا ــ ز ز

زندگی زیبا ــ ز ز

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است ..... تادر آن عشق نباشد همه درها بسته است

نكات جادوئي خانه داري

نکات جادويي خانه داري

رفع لکه هاي شمع از فرش : اگر تکه شمع داغي روي فرش افتاده ، يک برگ کاغذ خشک کن يا کاغذ قهوه اي برداريد و روي سطح سوخته يا شمع بگذاريد . اتو را داغ کنيد . و روي محل مورد نظر قرار دهيد تا شمع جذب کاغذ شود .


  شستشوي گل مصنوعي :

براي نظافت گلهاي مصنوعي از آب نيمه گرم همراه با مخلوطي از مايع ظرفشويي استفاده کنيد . و گلها را داخل اين محلول درست شده قرار دهيد و سپس با گذشت چند دقيقه ، با اب نيمه گرم ، شست و شوي دهيد .  
  باران و شوره کفش :

اگر نشاسته اي از سفيدي يا شوره هايي روي کفش خود ديديد ، مخلوط آب و سرکه که يکي از نتيجه بخش ترين محلولهاي شيميايي دست ساز است را آماده کنيد و روي کفش بماليد . خواهيد ديد که هيچ اثري از شوره باقي نخواهد ماند 

  نکته هايي بر تزئين منزل به سبک مدرن :

مدرنيسم سبکي است که بيشتر به شييوه تفکر ارتباط دارد تا منزل ارايي . اما سبکي نيز به نام مدرنيسم در طراحي منزل به وجود آمده که طراحي ساده را توصيه مي کند . هر وسيله بنا به کاربرد خود در خانه قرار داده مي شود و وسايل زائد در اين سبک جايي ندارد .  

  ديوارها :

تا حد امکان بايد گچکاريها را محو کرد . به همين منظور بايد رنگ گچبري ديوار را به رنگ سفيد درآوريم تا مشخص نباشد . از کاغذ ديواري نبايد در سبک مدرن استفاده شود ، براي تنوع مي توانيد به يکي از ديوارها اينه نصب کنيد .  

  پنجره ها :

براي داخل شدن حداکثر نور به داخل خانه ، پنجره ها حتي الامکان بايد ساده باشند . و پرده اي که به آنها نصب مي شود ، از جنس کتان ابريشمي يا حتي از کرکره هاي بسيار ظريف سفيد رنگ باشد . در سبک مدرن ، نور نقش مهمي ايفا مي کند ، به همين منظور با سفيد کردن ديوارها و پرده ها خانه روشن تر به نظر مي رسد .  

  کف :

کف خانه حتي الامکان بايد يکپارچه و بدون درز باشد . مي توانيد يا فرش بزرگ پهن کنيد . که کف را يکپارچه بپوشاند يا اينکه کف را سنگ کنيد و يک قاليچه ساده روي آن پهن کنيد .  

  اسباب خانه :

در سبک مدرن مسلماً بايد از جنس چرم و چوب بباشند و نبايد از مبلهاي بزرگ راحتي در خانه استفاده کرد . تعداد گياهاني که در خانه قرار داده مي شوند ، نبايد از يک يا دو عدد بيشتر شود . بلکه بايد از گياهان با طراوت استفاده شود . در سبک مدرن وسايل تزئيني بسيار کم در خانه به کار مي روند و مي توانند شامل نقاشيهاي مدرن يا مجموعه هاي ظريف باشند .  

  طريقه تميز کردن گلدان

براي تميز کردن گلداني که خاک آن را خالي کرده ايد ، ولي هنوز جرم دارد، لازمست آن را ابتدا با آب سرد بشوييد و سپس محلول غليظي از سرکه ونمک را داخل گلدان بريزيد و مدتي صبر کنيد ، تا اينکه جرم ها از ديواره گلدان جدا شود.  

  طريقه تميز کردن ظروف چيني

اگر مي خواهيد ظروف چيني شما تميز و براق شود ، آنها را داخل ديگي که پر از آب سرد و پودر لباسشويي است ، قرار دهيد و زير ديگ را روشن کنيد تا آب به جوش آيد . و چند دقيقه اي به همان حالت بجوشد.  

  لکه هاي کهنه

لکه هايي را که از مدتها پيش بر روي روميزي و يا لباس باقي مانده اند را با محلول زير پاک کنيد : دو تا قاشق غذا خوري پودر لباسشويي ، سه قاشق غذا خوري سرکه و يک ليتر آب گرم را با هم مخلوط کرده و لکه را با آن بشوييد .  

  لکه قير :

براي از بين لکه قير روي پارچه ، از بنزين و کره مي توان استفاده کرد .  

  لکه ناشي از زنگ زدگي :

اثر زنگ فلزات ، به خصوص رگه هاي فلزي بر روي لباس را مي توان با ليمو ترش از بين برد . ليمو ترش را از وسط به دونيم کنيد و آن را روي لکه مورد نظر فشار دهيد ، و آب آن روي لک زدگي بريزد . سپس يک لايه نمک روي آن ريخته و لباس را در مقابل آفتاب آويزان کنيد .  

  چرا مربا کپک مي زند ؟

يکي از دلايل کپک زدن مربا آنست که کاملاً پخته نشده است . اگر مرباي شما کپک زده يک لايه از روي آن را با قاشق برداريد . و بقيه مربارا دوباره بپزيد . هنگام تهيه مربا ، از قاشق چوبي استفاده کنيد .  

  يخچال را کجا بگذاريم؟

هرگز يخچال را در نزديکي اجاق گاز يا آبگرمکن قرار ندهيد ، زيرا حرارت ناشي از پخت و پز اجاق گاز ، باعث کاهش عمر دستگاه مي شود . محل استقرار يخچال بايد بين 15 تا 20 سانتي متر از ديوار فاصله داشته باشد .
راه مناسب براي باز کردن يخ مواد منجمد شده
براي آب کردن يخ خوراکي منجمد شده ، آنها را در يخچال بگذاريد . اين کار علاوه بر اينکه باعث مي شود مواد غذايي با سرعت کمتري از حالت انجماد خارج شوند، در انرژي مصرفي توسط يخچال نيز صرفه جويي خواهد کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت 13:5  توسط محمد رضا   | 

راه نفوذ در دلها

از نامه هاي مشكل گشا چنين پيداست كه مشكل عده اي از مردم اين است كه نمي دانند روابط خودرابامردم بر چه اساسي بنا نهند تابه محبوبيت وعزيزي برسند اينست كه دراين مقاله درباره محبوبيت سخن مي گوئيم .اگر دلتان مي خواهد كه اطرافيان دوست تان داشته باشند وباهمنوعان خود روابط حسنه برقرارسازيد ويقين پيدا كنيد كه دوستتان دارند مقاله زير رابه دقت بخوانيد .اگر دلتان محبوبيت مي خواهد هيچ  خجالت نكشيد زيرااين يك نياز طبيعي آدميزاداست .ويليام جيمز روانشناس بزرگ امريكايي درجائي نوشته است كه (يكي از عميقترين وريشه دارترين انگيزه هاي آدميزاد اينست كه محبوب واقع شوند ومردم قدروآنهارابشناسند )اماميل به محبوب شدن گاه دورنيست مارادرمعرض خطر بگذارد بدين معني كه آنچنان به محبوبيت خودعاشق شويم كه براي بدست آوردن آن به وسايل نامبارك دست يازيم .مثلابه چاپلوسي بپردازيم ومجيزوتملق ديگران رابگوئيم وحتي ازاين هم فراتر رفته محبوبيت خودرابه قيمت تحفه هائي كه به افرادمي دهيم تامين سازيم .به صراحت بايد بگويم كه محبوبيت يك امرمادرزادي وارثي نيست البته بعيد نيست عده اي بيشتر ازسايرين آماده كسب محبوبيت باشند وليكن ديگران را نيز اگر بخواهند مي توانند بابذل مختصر كوشش به همان اندازه محبوب شوند .كساني كه محبوب مي شوند كساني خستندكه حاكم برروابط خودباديگران هستند ومااكنون به عوامل شش گانه راكه اگربدان عمل كنيد شمارادرخانه واداره ومدرسه محبوب خواهد ساخت يكي بعدازديگري تشريثح مي سازيم :

نخست -آنكه ظاهرآراسته دربسياري از مواردخيلي مفيد است وليكن دركارمحبوب شدن تاثيردردرجه اول نداردوحال آنكه اگر درتميزي لباس وآراستگي آن بكوشيد اين البته در محبوبيت وغزيزشدن شما موثراست زني كه مي خواهد محبوب شوهرش واقع شود مجبورنيست لباس فاخر بپوشد وبهترين وگرانترين عطرها وكرم ها رابه سروصورت خود بمالد بلكه اگر تميز ومرتب باشد باهمان لباس ساده خانه نيز قادر است عزيز شوهرش شود بي گامن يك شخص عالي مثل خورشيد نورافشاني مي كند وجامه كثيف يا موهاي ژوليده وپريشان وصورت ناشسته قادرنيست ازنورافشاني آن جلوگيري كند وليكن چه اصراري هست كه خورشيد تابان شخصيت خود را باابر ژوليدگي بپوشانيم ؟زيرا ظاهر مانبايد مخل تشعشع باطن ما باشد كه هيچ بلكه بايد به تلالو باطن وشخصيت درخشان ما كمك كند .بسيار اتفاق مي افتد كه از طرزلبا س پوشيدن افراد مي توان به شخصيت آنان پي برد ودر مثل درباره لاابليگري وبي ذوقي وياذوق وشم هنري وحالت خود نمايي انها بدرستي داوري كرد هيچكس نمي تواند منكر اين امر شود كه ظاهر كسان در روابط اجتماعي آنان موثر است .ودر عكس العمل ديگران نسبت به آنان تاثير مي كذارد .با همه آنچه گذشت نقش ظاهر درمحبوبيت چندان زياد نيست واهميت آن در اين است كه معاشران درنخستين وحله برخوردازروي ظاهر ما درباره ما داوري مي كنند واگر ظاهر ام زننده باشد ممكن است از ما داوري جوينده واين زحمت رتبه خود ندهند كه با وجود ظاهر ناخوشايندمان باما معاشرت كنند تا بعداپي به شخصيت جالب ما ببرند .

دوم -آنكه براي كسب محبوبيت به تبسم وشادي نياز داريم البته ناگفته پيداست كه رفتار ما بايد متناسب با مقتضيات واوضاع واحوالي كه در ان هستيم باشد .مثلا ماهيچوقت انتظار نداريم كه فلان رئيس اداره اي كه براي نخستين بار به ملاقاتش مي رويم قاه قاه باما بخندد وازاين قبيل .باري هركدام از ما مثل اين است كه در هر مقامي كه باشيم شرايطي در دور وبر خود پديد مي آوريم مثلا شرايط دوروبر بعضي از مردم ناخوشايند است وآدمي رامي گريزاند وبر عكس شرايط عده اي ديگر گيرا ودلچسب است .اگر دلمان مي خواهد كه محبوب بشويم بايد بكوشيم كه فضاي دوربر خود را گيرا جذاب سازيم مثل اهن ربايي كه دوروبرش همه چيز را به خود جلب مي كند وبراي اين كار بايد غرولند كردن پرهيز كنيم ودر اشخاص واشياواحوال به دنبال چيزهايي بگرديم كه موجب نشاط ما مي شود .داشتن كنجكاوي وحساسيت نسبت بدانچه مردم درباره ما فكر مي كنند وابراز علاقه واقعي در اين خصوص از جمله چيزهايي هستند كه ملال وخود خوري وساير عواملي راكه مخل ومزاحم نشاط خاطر ماست از ذهن مادور مي سازند .معناي وسيعتر نشاط وشادي اين است كه بچيزي علاقه داشته باشيم مثلا وقتي داريم نمايشي راتماشا مي كنيم وياباكسي مشغول صحبت هستيم وياداريم كاري مي كنيم ويابازي مي كنيم شوروشوق ماازناصيه ورفتار ما پيدا خواهد بود .شور وشوق ونشاط مزبور به اطرافيان ما منتقل مي گردد وميان ما وآنها رابطه اي برقرار مي سازد زيرااين ديگر به تجربه ثابت شده است كه ادمهاي پرشوروشوق بيش از افراد سردوبيحال كسان رابه خود جلب مي سازند .

سوم -آنكه فروتني يكي از شرايط اساسي كسب محبوبيت است كساني كه خودخواه هستند وپيوسته ارز برتريهاي خيالي خود حرف مي زنند وبدان مي بالند كمتر ممكن است مردماني محبوبي باشند .اين بدان معني نيست كهبراي محبوب شدن تا بدان جا خفض جناح وسكسته نفسي وفروتني راافراط كنيم كه به عزت نفس وغرورواعتماد به نفس ما لطمه واردآيد .بايد تاآنجا كه امكان دارد كارهائي راكه به ما محول شده است به خوبي انجام دهيم ووقتي كار خود رابه خوبي به انجام رسانديم به ان افتخار كنيم اما در عين حال بايد خود رااماده كنيم كه از ديگران چيز ياد بگيريم وباصلاح اشتباهات خود بپردازيم تا نتايج آينده كار ما بهتر شود ادمياني كه به واقع چيز دان هستند كمتر متكبر وخودخواه از آب در مي آيند .چون چنين كساني 

بهتر از هر كس مي دانند كه معلوماتشان در نتيجه با مجهولاتشان چه اندازه ناچيز است شعر معروف كه مي گويد:
(تا بدان جا رسيد دانش من                كه بدانم همي كه نا دانم )

در واقع وصف حال اين عده است هميشه به فكر چيز يادگرفتن باشيم يعني از گهواره تا گور .گوش دادن به حرف ديگران محاسن زيادي دارد زيرا اطرافيان ما وقتي ببينند كه ما به حرفشان گوش مي دهيم تا چيز ياد بگيريم حس خودخواهي شان تسكين مي يابد واين امر به محبوبت ما در ميان آنان كمك خواهد كرد .بنابراين بدنيست در طي معاشرتهايتان بكوشيد تا كسان رابصحبت كردن درباره اموري هدايت كنيد كه در آن خبره ومطلع اند .البته هر كدام ازما سليقه هاي خاصي دراين زمينه داريم وليكن فروتني احترام به آزادي عقيده ديگران وجرمي نبودن وحق حيات براي ديگران قايل بودن ازجمله چيز هايي است كه در هركسي بايد پيدا شود وريبائي گرائي خاصي خواهد داشت عوض آنكه به ديگران بگوئيد كه فلاني عقيده اش صددرصدغلط است بهتر است بگوئيد عقيده شما رافهميدم ولي فكر نمي كنيد 000چه رعايت ادب به كسب وجهه شما در افرادكمك خواهد كرد .از اينها گذشته اگر ميان مردم به منطقي بودن وخردمندي معروف شويد اين خود از وسايلي است كه شما رابه محبوبيت نزديكتر مي سازد .

چهارمين نكته -اين است كه ديگران رابيازماييد وبگذاريد ديگران شما رابيازمايند .كمتر چيزي است كه بيش از حقه بازي ودوروئي موجب انزجار انسان از ديگران شود منظورم اين است وقتي كه حس مي كنيم فلاني قابل اعتماد نيست خيلي زود روابط خود رابااوقطع مي كنيم .محبوبيت ما زماني افزايش مي يابد كه دربين مردم به اين صفت معروف شويم كه پيوسته در فكر امتحان دادن وامتحان كردن معاشران خودهستيم .اشخاص مرتب دلشان مي خواهد كه ديگران آنها رابيازمايند البته چندان مطبوع نيست كه حس كنيد كسي دارد در خفارفتار وكردار وگفتارتان رابررسي مي كند .مردم معمولا از كساني بدشان مي آيد كه به آنان بد گمان باشند ودر معاشرت باآنان جانب صراحت رارعايت نكنند وحال آنكه اگربدانند كه داريم آزمايششان مي كنيم به ما علاقه مند مي شوند وبه محبوبيت ما افزوده مي گردد.به همين دليل نيز بايد خودمان رااشخاصي نشان دهيم كه ظاهر وباطنشان يكي است وچنين اشخاصي از هر امتحاني سربلند در مي آيند وذيلا طريق سه گانه اي را كه براي نشان دادن  صداقت لازم است شرح مي دهيم

اول -گفتار وكردارمابايد باهم جوردربيايد يعني اگر قولي داديم ياادعايي كرديم بايد بدان عمل كنيم وباصطلاح خودمان واعظ غير متعظ نباشيم .پاره اي از مردم ياد كنم به وعده وفا مي كنند وياهيچگاه به وعده خود وفا نمي كنند البته اگر چنين اشخاصي به محبوبيت نرسند جاي شگفتي نخواهد بود .
دوم -اينكه صداقت ويكي بودن ظاهر وباطن مازماني برهمه آشكار خواهد بود كه بدانند پشت سرشان از آنها غيبت نمي كنيم يعني در غيابشان چيزي بگوييم كه در حضورشان نمي گوئيم .غيبت هر چند كه ممكن است از خبث نباشد وليكن دشمن شماره يك محبوبيت شماست .
سومين طريق -آنست كه اشخاص بايدبه رازداري شماايمان آورند وقتي كه از شما خواهش مي كنند كه رازشان رافاش نسازيد جداوصميمانه از اين كار خودداري نمائيد .اين بود راههاي سه گانه اي كه هر كسي مي تواند هم ديگران رابه مددآن يبازمايد وهم به ديگران اجازه بدهد كه اورابيازمايند .
چهارمين نكته -اين است كه تا آنجا كه برايمان مقدور است از تشويق ديگران مضايقه نكنيم چه بدين وسيله عوض آنكه خود رابسازيم به ساختن ديگران اقدام مي كنيم .وقتي كه ديگران رابه خودشان خوشبين ساختيم به ناچار انها رابه خودكمان نيز خوشبين ساخته ايم روشن تر بگويم وقتي كه مرتبا از ديگران انتقاد مي كنيم بالاخره به جائي مي رسيم كه انها نسبت به خودشان بدبين مي سازيم واين بد بيني سرانجام به خود ما بر مي گردد وبه محبوبيت ما لطمه مي زند .اين طبيعت  بشر است از آدمي كه از و به شدت انتقاد كند خوشش نخواهد آمد .در كتاب ايوب در توراتست كه يكي از برادرانش به اومي گويد(برادر سخنان حكيمانه توموجب شده است كه عده اي به خود خوشبين واميدوار شوند )مگر خود ما ازچنين كلمات حكيمانه اي در زندگي خصوصي خود سود نجسته ايم ؟پس اين به دست ماست كه باتشويق مردم به محبوبيت خود ونزدانان بيفزائيم چه يك سخن گرم واميد بخش نمي دانيد چه تاثير معجزه آسايي در التيام جراحات محرومان ودرماندگان ونوميد شدگان دارد.به مصداق :
تونيكي مي كن ودردجله انداز             كه ايزددر بيابانت دهد باز )

هر كمك فكري كه به ديگري بكنيد از فوايد ان برخوردارخواهيد شد .شكسپير براي كسب محبوبيت بهتر از اين نيست كه آدمي طوري مردم را تشويق كند كه آنها احساس نمايند بر اثر ملاقات بااو به زندگي اميدوار تر وقواي انساني خويشتن خوشبين تر شده اند .

پنجمين نكته -بالاخره اين است كه به مردم كمك كنيد ممكن است عده اي بگويند كه اگربه مردم كمك كنيم سوء استفتده خواهند كرد وليكن به اين بهانه نمي شود از كمك به مردم چشم پوشيد .فراموش نبايد كرد يكي از شرايط كسب محبوبيت اين است كه به مردم كمك كنيم وهم از انان كمك قبول كنيم .يكي از مشكلات كار اين است كه بعضي از مردم نه تنها از كمك هاي ما سوءاستفاده نمي كنند بلكه از پذيرفتن كمك نيز بيزارند .براي احتراز از اين مشكلات بايد به نحوي رفتار كنيم كه مردم تصور نكنند كه كا راه مي رويم تا به مردم كمك كنيم .بدنيست قصه مردسامري رااز تورات در اينجا نقل كنم :حضرت عيسي در جواب عده اي از مردم كه از اوسئوال مي كردند چگونه به مردم كمك كنيم فرمود :روزي مردمحترمي در بيابان بيت المقدس اسير دزدان شد ودزدان زخمي به او زده واورا كناري گذاشته پا به فرارگذاشتن عده ي زيادي از مردم كه پاره اي از آنها اهل دين نيز بودند از كنار او رد شدند بدون آنكه توجهي به اوكنند تا آنكه مردسامري كه هيچ داعيه اي هم نداشت از آنجا عبور مي كرد كه چشمش به آن مرد زخمي افتاد بيدرنگ به بيمارش همت گماشت ومرهمي برزخمش گذاشت (منظور حضرت مسيح اين بودكه آدمي هر وقت كه فرصت كمك پيش آيد بايد كمك كند نه اينكه كمك به ديگران راحرفه خود سازيم )


منبع: عقده هاي رواني . دكتر ايرج پور باقر. انتشارات آسيا

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:5  توسط محمد رضا   | 

از اين 8 كار بپرهيز خانوم عزيز

آيا تا به حال شده در حالي که گمان مي کرديد لحظات فوق العاده خوبي در کنار همسرتان داريد، ناگهان او عصباني شده و شروع به ايراد گرفتن از شما کند؟ متاسفانه اغلب خانم ها عاداتي دارند که مردها را ناراحت مي کند...


مي خواهيم 8 نمونه از همين عادات را در آستانه روز پدر با هم مرور کنيم:.


1 جاروبرقي کشيدن در وقتي که وقتش نيست!


ساعت 8 شب است، همسرتان از محل کار به خانه برگشته و روي کاناپه در حال استراحت و تماشاي تلويزيون است. شما که تا به حال مشغول امور ديگر منزل و رسيدگي به کودکان بوده ايد حال اين فرصت را پيدا کرده ايد که خانه را کمي جارو بکشيد، پس با کمال احترام از همسر خود مي خواهيد دقيقه اي کودکان را زير نظر بگيرد و پاهايش را بلند کند تا خانه را جارو بکشيد اما متوجه عصبانيت همسرتان مي شويد.


بهترين راه اين است که به او حق داده و جارو کشيدن را به فردا موکول کنيد.


2 غرغر کردن موقعي که او دارد فوتبال مي بيند


امروز بعد از ظهر از تلويزيون مسابقه فوتبال تيم مورد علاقه همسرتان پخش مي شود. اما شما از فوتبال يا تيم مورد علاقه او متنفريد، بنابراين مدام در حالي که او در حال تماشاي تلويزيون است در خانه راه مي رويد، غرغر مي کنيد و از تيم او يا حتي تماشاي فوتبالش ايراد مي گيريد. او که از کار شما کلافه شده ممکن است کاملا محترمانه از شما بخواهد ساکت باشيد. نبايد از عکس العمل همسرتان ناراحت شويد. فراموش نکنيد در يک خانواده هر کسي حق دارد به علايق خود مشغول شود، اگر شما فوتبال دوست نداريد بهتر است آن ساعت براي گردش با دوستان تان قرار بگذاريد يا به خريد برويد.

3 بگو منو دوست داري بگو


به رستوران رفته ايد و ساعات بسيار خوبي را با هم گذرانده ايد. حال به خانه برمي گرديد و در کنار همسرتان که مشغول تماشاي تلويزيون است مي نشينيد و شروع مي کنيد به پرسيدن سوالات رمانتيک نظير «چه قدر من رو دوست داري؟» ممکن است ابتدا همسرتان با گفتن يک يا دو جمله احساسش را به شما بيان مي کند اما اگر سوالات ادامه يابد، ساکت شود و شما گمان کنيد به شما بي علاقه است يا حوصله تان را ندارد. پرسيدن سوالات عاشقانه خوب است اما هر چيز زماني دارد.

4 کي بود؟ چي بود؟ کجا بودي؟


«کي بود زنگ زد؟» «چي مي خواست؟» «خوب تو بهش چه گفتي؟»


گاهي اوقات زنان بدون آنکه منظور خاصي داشته باشند، همسرانشان را بيش از حد سوال پيچ مي کنند. در اينجاست که صبر همسران ممکن است تمام شود. فراموش نکنيد بهترين کار اين است که هرگز خيلي در کارهاي همسرتان دخالت نکنيد. اجازه دهيد هر فردي زندگي شخصي خود را داشته باشد. وقتي اجازه مي دهيد همسرتان در زندگي شخصي اش رازهايي را براي خود نگه دارد، زندگي مشترک شما باثبات تر خواهد بود.

5 ادب کردن شوهر


گاهي زنان با همسران خود مثل کودکان برخورد مي کنند. مثلا مدام به او يادآوري مي کنند که به دندانپزشک مراجعه کند. فراموش نکند نان بخرد. روغن ماشين را چک کند و... اين حرف ها تنها مي تواند سبب عصباني شدن همسرتان شود. او ازدواج نکرده تا کسي همانند مادرش مدام او را نصيحت کند. اگر کاري را فراموش مي کند تنها يک بار به او گوشزد کنيد و قبل از آنکه نظرتان را در مورد کاري بدهيد، منتظر شويد تا خود او درباره آن صحبت کند يا نظرتان را بخواهد.

6 افتادن از آن طرف بام


مدام به همسرتان زنگ مي زنيد، مي خواهيد تنها با او بيرون برويد و دوري اش را نمي توانيد تحمل کنيد؟ مردان شايد در ماه هاي اول ازدواج اين روند را تحمل کند اما بعد از اين عادت شما عصباني خواهند شد. اجازه بدهيد ساعاتي از روز را به حال خودش باشد و همراه با همکارانش ساعاتي را خوش بگذراند.

7 الان ميام!


ساعت 8 به تولد يکي از دوستان همسرتان دعوت شده ايد و با آنکه همسرتان نيم ساعت است آماده روي کاناپه نشسته. شما هنوز به دنبال اين هستيد که چه روسري با پيراهن تان جور است و او مدام تکرار مي کند که زود باش، همين لباس خوب است و... تا آنکه در نهايت از دست شما عصباني مي شود. بهترين کار اين است که شما يک يا دو ساعت پيش از ساعت مقرر انجام کارهاي خود را آغاز کنيد تا وقتي او آماده مي شود شما ديگر کاري براي انجام دادن نداشته باشيد.

8 انتقاد از مادرشوهر


«مادرت را خيلي دوست دارم ولي بهتر بود قبل از آنکه بيان حداقل اول زنگ مي زدند.» شايد حق با شما باشد ولي حتي يک انتقاد محترمانه از مادر همسرتان ممکن است او را ناراحت کند. اگر مي خواهيد در ديد همسرتان و خانواده اش بهترين باشيد هرگز از مادر همسرتان ايراد نگيرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 15:18  توسط محمد رضا   | 

آموزش اطلاعات لازم و سين جيمهاي قبل خواستگاري

مراسم خواستگاري يکي از زيباترين مراسم در زندگي هر جواني است. اين نکته در مورد والدين نيز صدق مي کند. بدين خاطر که با خواستگاري رفتن براي فرزندانشان، به ياد خاطرات خوب دوران جواني خودشان مي افتند. والدين گاهي از به ياد آوردن گذشته احساس لذت و شادکامي مي کنند و گاهي هم با آه و اندوه از آن زمان ياد مي کنند و در دل مي گويند اي کاش قلم پايم مي شکست و چنان روزي در زندگيم پيش نمي آمد.

به والدين توصيه مي شود که راه را براي فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بيرون از منزل برايشان اتفاق مي افتد، با خيال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک ديگر اعضاي خانواده تجزيه و تحليل کنند. در آن صورت مي توانند مطمئن باشند که به نتايج ايده آل هر خانواده ايراني مي رسند.

طبيعي است که در مراسم خواستگاري، نوعي اضطراب و دلشوره در ذهن اعضاي خانواده وجود دارد، به خصوص اگر دو خانواده نسبت به هم شناختي نداشته باشند، اين اضطراب بيشتر خودنمايي خواهد کرد. در هر مراسم خواستگاري، احتمالاً يکي از دو حالت زير وجود دارد:

1- مراسم خواستگاري بدون شناخت قبلي از خانواده هاي طرفين .
2- مراسم خواستگاري با شناخت قبلي از خانواده طرفين.

1- مراسم خواستگاري بدون شناخت قبلي از خانواده هاي طرفين:
حالت اول، خانواده هاي دو طرف نسبت به هم هيچگونه شناختي ندارند، بنابراين لازم است در صورتي که خانواده دختر کاملاً بي خبر هستند، توسط خانواده پسر به هر وسيله اي که امکان داشته باشد، از جريان خواستگاري مطلع شوند و با تعيين وقت قبلي به خانه آنان بروند؛ به دليل آنکه ممکن است، خانواده دختر در شرايط نامطلوبي باشند و آمادگي پذيرايي از خانواده پسر را نداشته باشد. در چنين شرايطي ارزيابي دو خانواده از همديگر نابجا خواهد بود و خانواده دختر خيلي عصباني خواهند بود که همين وضعيت ممکن است در زندگي بعدي آنان تأثير ناخوشايندي داشته باشد و به عنوان يک خاطره بد در ذهن ها بماند، پس بهتر است به خاطر حفظ حرمت خود و احترام به خانواده دختر، قبلاً در مورد رفتن به خواستگاري به خانواده دختر اطلاع داد. دليل ديگر آنکه اصلاً ممکن است خانواده دختر به خانواده پسر اجازه ورود ندهند، و شايد بتوان گفت که حق هم دارند، چون شناختي نسبت به آن خانواده در دست ندارند. گاهي هم ممکن است براي مرتب کردن خانه، از خانواده پسر بخواهند که مدتي پشت در و يا در سالن پذيرايي منتظر باشند.
خلاصه اين که در يک کار از قبل تدارک ديده نشده ، اتفاقاتي که ممکن است بيفتد و تأثيرات خوب و يا بد آن، که در هر صورت چندان مطلوب نخواهند بود. زمان خواستگاري بهتر است بعدازظهر و يا اين که در ساعات اوليه شب باشد تا همه ي اعضاي خانواده در منزل حضور داشته باشند ( البته در فصل هاي مختلف وضعيت متفاوت است.) در اولين جلسه خواستگاري، بهتر است که براي همراهي پسر، فقط از والدين او و کسي که معرف آنان است و احتمالاً با طرفين آشنايي دارد، استفاده شود و از همراه کردن اعضاي ديگر فاميل ، مانند: عمو، دايي، عمه، خاله، خواهران و شوهران آنان و يا برادران و همسران آنان خودداري کرد، زيرا خانواده ها نسبت به هم شناختي ندارند و نمي دانند با چه کسي بايد حرف بزنند و تصميم گيرنده کيست. به هنگام پذيرايي نيز، ممکن است زير نگاه هاي تيز لشگري از طايفه داماد، اتفاقاتي بيفتد. ضمن آنکه خانواده دختر نمي دانند پذيرايي را از کجا بايد شروع کنند. گاهي هم در خانواده دختر بيش از يک دختر وجود دارد و هيچ يک از دو طرف هم نمي داند که دختر مورد نظر کدام است. البته در خانواده هاي چند دختري، ابتدا از دختر بزرگتر شروع مي کنند که گاهي مورد پسند واقع نمي شود و بيشتر متوجه دختر بعدي مي شوند که وضعيت او نيز وابسته به دختر بزرگتر خواهد بود.

پيشنهاد مي شود که از واسطه جهت خواستگاري کمتر استفاده گردد. همچنين در صورتي که قبلاً به خانواده اطلاع داده شده و تعيين وقت گرديده است، بهتر است که از خانواده پسر در يک اطاق کوچک پذيرايي شود. اتفاقات بزرگ دنيا در اطاق هاي کوچک و دربسته ، طرح ريزي مي گردد. بهتر است که در روز خواستگاري از چراغ هاي رنگين، نورافکن ها و لوسترهاي بزرگ استفاده نشود و از چراغ هاي ساده استفاده شود. اجراي مراسم خواستگاري را که از مراسم لازم براي شروع زندگي است نبايد سرسري گرفت و اگر مي خواهيد در خانواده همسرتان مورد احترام و داراي ارزش باشيد، زندگي مشترکتان را حتماً از طريق خواستگاري شروع کنيد. بهتر است وسايل و مواد خوراکي مورد استفاده براي پذيرايي، خيلي ساده باشند.
مثلاً از چاي و نان شيريني يا بيسکوئيت ساده استفاده شود که به راحتي در دهان جاي بگيرد. ( از نان نخودچي يا شيريني هايي که ممکن است در داخل گلو بپرد و ايجاد اشکال نمايد استفاده نکنيد.) براي پذيرايي از ميوه هاي آبدار مثل انار و نيز شيريني هاي بزرگ استفاده نشود که باعث زحمت مي گردند، چون کليه حرکات خانواده هاي طرفين زير ذره بين قرار دارد و ثبت و ضبط مي گردند.
ابتدا بهتر است که فردي از خانواده پسر که مي تواند خوب حرف بزند، شروع به صحبت کند، چون معمولاً در اين لحظه حواس همه حاضرين متوجه اين شخص مي شود. و اگر کسي باشد که نتواند خوب سخنراني کند، ممکن است سبب لبخندهاي تمسخرآميز ميزبانان گردد.
بهتر است در مورد پسر ( داماد) هر آنچه واقعيت دارد بيان گردد. فقط واقعيت ها، زيرا مطالبي که برخلاف واقعيت باشد، به صورت پديده ذهني بدي در نظر خانواده دختر جلوه گر خواهد شد و به طور يقين در آينده ، زوج جوان با مشکل رو به رو خواهند شد و حتي ممکن است کارشان به طلاق بکشد.

از طرف خانواده دختر هم بايد شرح حال مختصري از وضعيت دختر از نظر سن، تحصيلات و بعضي خصوصيات خاص ارائه گردد. رسم ادب اين است که اگر طرف مقابل مورد قبول واقع نشد ، خانواده ها به هم اخم نکنند و قيافه عبوس به خود نگيرند، بلکه با لبخند و با رعايت احترام کامل و گفتن اين جملات که «فعلاً رفع مزاحمت مي کنيم و ان شاء ا... به زودي همديگر را خواهيم ديد» و يا «به شما خبر خواهيم داد» و با روبوسي از يکديگر و با اين فرض که دوستي بر دوستانشان اضافه شده است، يکديگر را ترک نمايند. البته اين گونه خواستگاري به هيچ عنوان را توصيه نمي شود و بيشتر شبيه به خريد کالاست. وقتي شناختي در بين نباشد، طرفين نمي دانند که طرف مقابلشان چه کسي است، چطور زندگي مي کند، چه تحصيلاتي دارد، در چه محيط اقتصادي و فرهنگي رشد کرده است، چه عقايدي دارد و بسياري از مجهولات ديگري که پاسخ به هر کدام احتياج به زمان طولاني دارد.

2- مراسم خواستگاری با شناخت قبلي از خانواده طرفين:
حالت دوم، خواستگاري با شناخت قبلي طرفين از يکديگر است و در اين نوع خواستگاري که خانواده هاي پسر و دختر از قبل با يکديگر آشنا شده اند و نسبت به هم اطلاعاتي دارند، بهتر است نکات زير رعايت گردد. تاريخ آن از قبل تعيين شود و بهتراست که در ساعت هاي عصر يا اوايل شب صورت پذيرد.

افراد کمتري خانواده پسر را همراهي نمايند و بهتر است از وابستگاني براي اين کار استفاده شود که بتوانند خوب و منطقي صحبت کنند و تصميم بگيرند.
از نظر پوشش بهتر است که داماد يک لباس ساده و راحت بپوشد و احياناً لباسي تهيه نکنند که نتواند در آن آرام بگيرد و در نتيجه مورد تمسخر واقع شود.

پوشش دختر خانم بهتر است مطابق با فرهنگ اسلامي و ايراني، لباسي بلند و پوشيده باشد، به طوري که به راحتي بتواند در آن حرکت کند. خانم ها لازم است به اين نکته توجه کافي داشته باشند که مردان ايراني پوشيده ترين لباس را مي پسندند. لباس نبايد طوري باشد که از شدت تنگي رو به پاره شدن برود! نوع آرايش بهتر است که بسيار ساده و متناسب با چهره اي شاخص فرهنگ و مذهب ايراني باشد.
اگر آرايش تند و غليظ باشد، قضاوت خانواده پسر( داماد) چندان مناسب نخواهد بود.

در مراسم خواستگاري بهتر است که پسر چند شاخه گل کوچک، زيبا و با رنگ هاي شاد تهيه نمايد و به هنگام ورود به خانه دختر روي ميز بگذارد. به همه دختران توصيه مي گردد که به هنگام خواستگاري، چاي يا شيريني را به اولين سرنوشت ساز زندگي، يعني مادر داماد تعارف کنند، در کنار او بنشينند ، با او صحبت کنند، به سؤالات او پاسخ دهند و خلاصه آن که به او توجه کنند و چندان به پدر داماد نزديک نشوند که ممکن است از همان اوايل باعث دردسر شوند. لازم است که در جلسه اول خواستگاري فقط روي مسائل ازدواج صحبت شود و از بحث هايي که باعث اتلاف وقت مي گردند و مسئله اصلي را به تعويق مي اندازند، خودداردي نمايند. به خانواده داماد توصيه مي گردد که در همان اولين جلسه ، بعد از توافق ، هدايايي به عروس بدهند. ميزان مهريه بستگي به وضعيت فکري ، اقتصادي و اجتماعي طرفين دارد.بسيار ديده شده که ايراداتي در رفتار و شخصيت دختر وجود داشته است که بايد به طرف مقابل، مبلغي هم دستي داده شود تا با او ازدواج کند؛ يک دختر وسواسي که شب و روز فقط مشغول تميز کردن دستهايش است، ولي از خانه داري هيچ گونه اطلاعي ندارد و حتي طرز تهيه نيمرو را بلد نيست، آيا مي توان با او زندگي کرد؟ و يا پسري که شخصيتي متکي به والدينش دارد و اصلاً رشد فکري و اجتماعي او در حد بسيار پاييني مي باشد تا اخلاقش ناپسند است و فحاشي مي کند، حتي اگر ميلياردها مهريه دختر کند آيا ارزش ازدواج کردن دارد؟ در مقابل دختراني هم هستند که ارزششان اصلاً در عدد و رقم نمي گنجد با معيارهاي عادي نمي توان گوشه اي از شخصيت و رفتار و صفات خوب آنان را که مطبوع طبع هر ايراني مشکل پسندي باشد بيان کرد.

خلاصه آنکه در زمينه مهريه مي توان گفت که اين سنتي لازم است و بايد اجرا گردد.(سايت مرجع آسمان) پس بايد آنچه را عقل حکم مي کند، انجام داد و نيز ارزش مادي و معنوي طرفين در نظر گرفته شود و در نهايت تصميم با طرفين و توافق آنان است.
به طور کلي اجراي مراسم خواستگاري را که از مراسم لازم براي شروع زندگي است نبايد سرسري گرفت و اگر مي خواهيد در خانواده همسرتان مورد احترام و داراي ارزش باشيد، زندگي مشترکتان را حتماً از طريق خواستگاري شروع کنيد.
همچنين مجدداً به والدين ارجمند توصيه مي شود که راه را براي فرزندانشان باز بگذارند تا آنچه را که بيرون از منزل برايشان اتفاق مي افتد، با خيال راحت در جمع خانواده بازگو کنند و آن را به کمک ديگر اعضاي خانواده تجزيه و تحليل کنند.
در آن صورت مي توانند مطمئن باشند که به نتايج ايده آل هر خانواده ايراني مي رسند.
در طي مراسم خواستگاري نيز به نظرات و عقايد والدين دو طرف احترام گذاشته شود. با رعايت نکات بالا زوجي با سعادت در کنار يکديگر خواهيد بود که هر لحظه از زندگي مشترک برايتان ارزشمند، شيرين و فراموش نشدني خواهد بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 15:11  توسط محمد رضا   | 

صداقت يا گذشت در زندگي مشترک

 بخشش و گذشت از واژه هايي است كه در زندگي مشترك زياد به كار مي آيد. اما از نظر بسياري افراد نيز بخشيدن كاري دشوار و در مواردي غيرممكن است.

پس اگر بخشيدن سخت است فراموش كردن موضوع نيز محال خواهد بود.

اما در برخي از موارد بويژه در زندگي زناشويي مساله اصلي بخشش نيست بلكه مصالحه است و همين مي تواند براي آن دسته از افرادي كه تصور مي كنند قادر به بخشش و گذشت نيستند، انگيزه و محركي باشد. اما مزيت ديگر مصالحه اين است كه هر دو طرف از آن سود مي برند و كسي چيزي از دست نمي دهد.

چيزهايي كه گفتم از يك جلسه مشاوره ياد گرفتم. چند وقت قبل به جايي رسيده بودم كه فكر مي كردم ديگر نمي توانم به زندگي مشترك ادامه دهم.

ماجرا از اين قرار بود كه همسرم در يك شركت بزرگ خصوصي كار مي كرد. مدير او دختري جوان داشت كه براي موفقيت در درس هاي سال اول دانشگاه معلم خصوصي مي خواست و مدير نيز همسر مرا معرفي كرد.

اوايل اوضاع بسيار عادي بود اما پس از چند هفته احساس كردم كه همسرم به من دروغ مي گويد. رفتارهايش مشكوك بود و نهايتا فهميدم كار همسرم از معلم خصوصي فراتر رفته و براي رسيدگي به كارهاي اداري و شخصي دختر مديرش نيز او را همراهي مي كند. اين قضيه با كش و قوس هاي فراوان در حدود 10 ماه ادامه داشت.

فهميدم كه دخترك به همسرم علاقه مند شده بوده و همسرم نيز مدتي جواب رد به او نداده تا پس از چندين ماه توانسته او را از زندگي خود بيرون كند.

من هميشه فكر مي كردم كه زندگي مشترك بر مبناي صداقت است اما پس از اين اتفاق ديدم كه نياز به گذشت زيادي دارد و من در اين مورد چندان خوب نيستم.

زيرا همسرم حق نداشت چندين ماه اين رابطه را كش بدهد و فكر مي كنم دلش لرزيده وگرنه لزومي نداشت كه بيش از يك معلم عمل كند و به من هم دروغ بگويد كه مشغول تدريس است.

از آن به بعد من هرگز نتوانستم به او اعتماد كنم و احساس خوبي نسبت به وي داشته باشم. او به من در مورد رفتار گذشته اش دروغ مي گويد و من احساس خشمم را سركوب مي كنم و فكر مي كنم كه روزي مانند بمب منفجر شوم. شايد اگر در مورد آن به من راست گفته بود بخشش برايم ساده تر بود. اما در حال حاضر قادر به بخشش نيستم و ادامه اين زندگي نيز برايم مشكل است.

وقتي به توصيه يكي از دوستانم به جلسات مشاوره رفتم صحبت هاي جالبي شنيدم كه تاثير بسياري در آرام كردن من داشت. خلاصه صحبت هاي مشاور اين بود:

وقتي شما فردي را نمي بخشيد مانند اين است كه تمام بدي ها را مي بلعيد و به درون خود مي ريزيد. در اين حالت مانند اين است كه يك بطري سم قورت داده ايد. اين وضع اول از همه به سلامتي شما صدمه مي زند.

تعداد زيادي از همسراني كه در موارد مشابه با من مشاوره كرده اند پس از بخشش زندگي بهتري داشته اند. چرا كه ايجاد مشكل و بخشودن موجب مي شود آنها لزوم يك رابطه موفق و محبت آميز را درك كنند و به همين دليل احتياط لازم را در جهت حفظ زندگي مشترك و جلوگيري از اشتباهات بعدي بنمايند. قابليت هاي عشق ورزي يكديگر را محك زده و لذت با هم بودن را بچشند. اما آيا واقعا در تمام اين موارد طرفين يكديگر را بخشيده اند؟ بله و خير!

شما با خود مي گوييد چگونه پس از اين همه ناراحتي كه برايم به وجود آورده او را ببخشم؟ او چگونه آن را جبران مي كند؟!

دقت داشته باشيد كه هر بار افراد تمايل چنداني به گذشت و مصالحه ندارند شرايط را وخيم تر مي كنند. حتي ممكن است طرف مقابل خواهان بخشودگي باشد. اما معني بخشودگي را اين مي داند كه ديگر در مورد آن مساله خاص صحبت نشود يا تغييري در رفتاري كه با او مي شود مشاهده كند. به عبارت ديگر طرف خاطي خواهان ناديده انگاشته شدن و فراموش شدن اشتباهش است.

در مورد عدم اعتماد فقط مي توان مصالحه كرد تا هم از بدتر شدن اوضاع جلوگيري شود و هم فرصتي براي ترميم رابطه از جانب طرف مقابل به او داده شود.

در اكثر موارد همسران بخشيدن را احمقانه مي انگارند. اما مي توان تنها مصالحه كرد. زيرا حالا با اين واكنش شما دريافته كه بايد مسووليت بيشتري در قبال رفتارش بپذيرد.

پس اگر مصالحه كنيد به اين معنا نيست كه همه چيز را فراموش كرده ايد بلكه به معناي روابط صلح آميز و فرصت دادن به طرف مقابل با آرامش بيشتر است.

مترجم : سحر كمالي نفر
منبع: گاردين

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 15:8  توسط محمد رضا   |