تبليغاتX
زندگی زیبا ــ ز ز

زندگی زیبا ــ ز ز

زندگی گرمی دلهای به هم پیوسته است ..... تادر آن عشق نباشد همه درها بسته است

فرشته نجات

مردي داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:

- اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي .

مرد ايستاد و در همان لحظه آجري از بالا افتاد جلوي پايش.

مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش را  نگاه كرد اما كسي را نديد .

بهر حال نجات پيدا كرده بود .

به راهش ادامه داد .به محض اينكه مي خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت :

- بايست

مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با سرعتي عجيب از کنارش رد شد .بازهم نجات پيدا كرده بود .

مرد پرسيد تو كي هستي  و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .

مرد فكري كرد و گفت :

- ببينم اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم کدام گوري بودي ؟!??

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 15:39  توسط محمد رضا   | 

براي اين كه عزيز همسرتان باشيد

چگونه عزيزهم باشيم؟ همه زن ها و مردها دوست دارند براي همسرانشان عزيز باشند و عزيز بمانند. از ابتداي زندگي، حفظ اين عزت و افزايش آن مي تواند به استحكام زندگي كمك كند، اما بسياري از زن ها و مردها با اشتباهات كوچك و بزرگ، عزت خود را در زندگي زناشويي زير سوال مي برند و زندگي را براي خود و همسرشان سخت مي كنند. رعايت بعضي مسائل و دقت به برخي نكات مي تواند شما و همسرتان را براي هم عزيز نگه دارد و حتي در طول زندگي عزيزتر كند. براي اين كه اين نكات را بدانيد، به ياد آوري و توضيح آنها مي پردازيم.
بقیه در ادامه مطالب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 21:42  توسط محمد رضا   | 

پنجاه راه ساده براي داشتن کودکي باهوشتر

تخصصين کودکان متعقدند که اولين سالهاي زندگي کودک اولين سالهاي يادگيري است. 
شما براي تحريک کودک يا نوزاد نوپاي تان نيازي به موزيک کلاسيک، نوارهاي زبان، يا کارتهاي رنگي براق نداريد. بهترين وسيله يادگيري خود شما هستيد. حرف بزنيد، آواز بخوانيد، کتاب بخوانيد، و با همديگر بخنديد. 
اين همه آن چيزي است که بهتر است هرروز انجام دهيد. اما بعضي وقتها فکرکردن به راه هاي جديد براي تشويق و تحريک کوچولويتان سخت است به خصوص بعد از يک بيدار خوابي شبانه براي آرام کردن گريه اش اين کار را سختتر نيز ميکند. 
اما پنجاه راه علمي، سرگرم کننده و با کارآمد

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 21:35  توسط محمد رضا   | 

راز ازدواج شاد و موفق براي مردان کشف شد

محققان مي گويند: راز ازدواج موفق و زندگي شاد براي مردان، انتخاب يک همسر باهوشتر و فاصله سني دستکم پنج سال کوچکتر است.  

به گزارش خبرنگار سايت پزشکان بدون مرز به نقل از بي بي سي ، محققان دانشگاه بث در انگليس دريافته اند احتمالا اين که اين زوج ها تا آخر عمر در کنار يکديگر بمانند بسيار بيشتر است، بويژه اگر هيچ يک از آنها سابقه طلاق نداشته باشد.
نتايج اين تحقيقات در نشريه اروپايي “تحقيقات کاربردي” منتشر شده است.
اين پژوهشگران بيش از هزار زوج و نامزد را به مدت پنج سال مورد بررسي قرار دادند.
اين پژوهشگران دريافتند احتمال طلاق در زوج هايي که زن پنج سال از شوهرش بزرگتر باشد سه برابر زوج هاي هم سن است.
به گفته آنان درصورتي که اختلاف سن برعکس باشد يعني مرد از همسرش بزرگتر باشد شاهد طولاني تر شدن زندگي زناشويي خواهيم بود.
اين در حالي است که با سطح تحصيلات بالاتر در زنان، فرصت خوشبختي پايدار بيشتر مي شود.
زندگي زوج هايي که هيچ يک طلاق را تجربه نکره اند، بهتر است. اما زندگي زوجيني که يکي از آنها در گذشته تجربه طلاق داشته است نسبت به آنهايي که هر دو تجربه طلاق داشته اند از سطح ثبات کمتري برخوردار است.
امانوئل فراگنير و همکارانش مي گويند: مردان و زنان بايد بر اساس علاقه ، جذابيت هاي ظاهري، سلايق، ارزش هاي مشترک و عقايد و نگرش هاي مشابه شريک زندگي خود را برگزينند.
اما به گفته اين محققان توجه به مسائل واقع بينانه مانند سن ، تحصيلات و فرهنگ مي تواند به کاهش آمار طلاق کمک کند.

* در زير تعدادي  از اختلاف هاي زناشويي ذکرگشته است :
1 – اختلاف در خواسته ها:
زندگي زن و شوهري که خواسته هاي غير واقعي و متفاوت از يکديگردارند ، رو به نابساماني مي رود . از اين رو ، زوجين بايد خواسته هاي خود را هماهنگ نمايند .

2-اختلاف در سليقه ها و علاقه ها: وجود اختلاف سليقه و علاقه در افراد ، طبيعي است و چنانچه در زندگي زناشويي ، اين اختلاف موجب هماهنگي بين زن و شوهر شود ، زندگي آرامي به وجود مي آيد .

3-اختلاف در ديدگاه ها و آرزوها : انسان موجودي است با آرزوهاي نامحدود ، چنانچه زن و شوهري با ديدگاه هاي مختلف و آرزوهاي متفاوت که احتمال حصول به آنها کم باشد ، نتوانند در زندگي زناشويي خود هماهنگي ايجاد کنند ، زندگي شاد و موفقي نخواهند داشت .

4- اختلاف در خُلق و خو: بعضي از افراد بسيار خشن، متکبر، خودخواه و از خود راضي اند و برخي روحيه اي گرم دارند، خوش برخورد، متواضع و مردم دوست هستند. بنابراين توافق اخلاقي،در صدر عوامل وشرايطِانتخاب همسر قرار دارد .

5-اختلاف در ميزان هوش: اختلاف فاحش ِ سطح هوشِ همسران نسبت به يکديگر ممکن است در زندگي مشکلاتي ايجاد نمايد .

6- اختلاف در ابعاد معنوي: مرد و زني که از نظر رعايت و پايبندي به امور معنوي متفاوت هستند ، زندگي بي دغدغه اي نخواهند داشت . بنابراين در امر ازدواج ، بايد بُعد اعتقادي بهويژه جنبه هاي معنوي آن مورد توجه خاص قرار گيرد و از طُرق مختلف اطمينان به پايبندي طرف مقابل احراز شود

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 20:41  توسط محمد رضا   | 

اگر خانم ها بجاي حامله شدن و وضع حمل، مانند پرندگان تخم مي گذاشتند،

خواهش ميکنم يه کم جنبه برداريد بعد بخوانيد



راستي آيا تا به حال به اين موضوع فکر کرده ايد که اگر خانم ها بجاي حامله شدن و وضع حمل، مانند پرندگان تخم مي گذاشتند، چه اتفاقاتي در دنيا رخ مي داد، و زندگي روزمره ما دستخوش چه تغييراتي مي شد؟





بنظر من، بزرگترين و بهترين تغييري که در زندگي خانم ها رخ مي داد، اين بود که ديگر هيچ زني نگران اضافه وزن و کاهش مجدد آن در دوران حاملگي و بعد از آن نبود و خانم ها از بابت مراقبت ها و رژيم هاي غذايي دوران بارداري، راحت و بي خيال بودند، چون تخم مي گذاشتند و با خيال راحت روي آن مي نشستند. البته احتمالاً دوران روي تخم نشستن آن ها، براي خودش داستان ها و رسم و رسومات بسياري ايجاد مي کرد و موضوع غيبت و پرحرفي خيلي از خانم هاي پير و جوان مي شد. مثلاً مراسم «تخم اندازون»!!! که طي آن خانم ها دور هم جمع مي شدند و با شيريني و کادو به عيادت «مادر آينده» و «تخم هايش» مي رفتند و پيرامون تخم و تخمگذاري و خاطرات تخمي خود، با هم به بحث و گفتگو مي پرداختند. (البته فراموش نشود که بعد از اتمام مراسم، تا روزها و هفته ها بحث شيرين غيبت ادامه مي يافت).




مثلاً:




- واه، واه، واه، دختره رو ديدي اقدس جون! همچين با افاده روي تخم هاش نشسته بود که انگار تخم طلا گذاشته!!!




- آره خواهر، والله ما اون وقت ها، شيش تا شيش تا تخم ميذاشتيم و اينقدر هم ناز و ادا نداشتيم. امان از دخترهاي اين دوره زمونه...!




و يا:




- واي، واي، واي، مهين جون، تخم هاشو ديدي؟؟!... عين گردو بود!!! هم کوچيک بود، هم سياه!!




- آره ديدم، شهين جون. چقدر هم مادر شوهره ازش تعريف مي کرد، خدا شانس بده. من تازه که عروسي کرده بودم، يک تخم گذاشتم عين هلو!!! هر کي مي اومد ديدنم، دلش مي خواست گازش بگيره! ولي خدا شاهده که مادر شوهرم يک بار هم جلوي مردم از تخم من تعريف نکرد...




و اما دومين تغيير خوش آيند براي خانمها اين بود که آنها مي توانستند با خيال راحت و بدون تحمل درد و يا بيهوشي شاهد لحظ? تولد فرزندشان باشند، چون ديگراز درد زايمان و «اپي دورال» و «سزارين» خبري نبود.




طبيعتاً علم پزشکي هم به صورت امروز نبود و مردم بجاي مراجعه به دکتر زنان و زايمان، از وجود تخم شناسان حرفه اي، و دکترهاي «تخمي» بهره مند بودند.




دردنياي تجارت و بيزنس نيز احتمالاً تغييرات فراواني ايجاد مي شد. مثلاً شرکت هاي توليد کنند? لباس و لوازم حاملگي در دنيا وجود نداشت و بجاي آنها کمپاني هاي تخمي فراواني در دنيا تأسيس مي شد که کار آنها تهيه و توليد انواع و اقسام لوازم و ادوات تخمي، جهت نگهداري بهين? تخم بود. مثل «تخم گرم کن الکترونيکي هوشمند» و يا «محافظ کامپيوتري تخم، با قابليت اتصال به اينترنت و کنترل از راه دور»!!!




تزئينات تخم نيز براي خود ماجراهايي داشت و موضوع رقابت و چشم و هم چشمي بسياري از بانوان محترم مي شد. مثلاً روکش هاي طلا براي تخم که در صورت سفارش بر روي آن برليان هم کار گذاشته مي شد تا خانم با ناز و افاده بر روي آن بنشيند و به بقيه پز بدهد! و همين کارها باعث پيدايش کمپاني هاي جديدي جهت اخذ «وام هاي تخمي» با بهره هاي جور وا جور و نهايتاً سرمايه گزاري هاي تخمي در اين راه مي شد.




خلاصه که خيلي ها بسوي بيزنس هاي تخمي مي رفتند و ايده هاي تخمي فراواني، به ثمر مي نشست و در نتيجه، خيلي ها «مييلونر و ميلياردر تخمي» مي شدند.




و چه بسا افرادي هم بودند که بخاطر ايده هاي تخمي خود، دست به کارهاي تخمي مي زدند و پس از چند سال فعاليت بي حاصل تخمي، اعلام ورشکستگي مي کردند و در نتيجه هم? سرمايه خود را از دست مي دادند.

در بخش تبليغات تجاري نيز مردم شاهد حضور آگهي هاي ريز و درشت تخمي در در و ديوار و راديو و تلويزيون بودند، که مثلاً مي گفتند:


«اگر تخم بزرگ مي خواهيد، با دکتر ... متخصص امور تخم تماس بگيريد.»


«استرس و افسردگي هاي تخمي خود را با دکتر ... داراي بورد تخصصي از انجمن دکتران تخمي آمريکا در ميان بگذاريد.»


«آقاي ...، مشاوري مطمئن در امور تخم هاي شما».


«خانم ...، وکيل آگاه و با تجربه براي دعاوي تخمي شما. عضو هيات مدير? کانون وکلاي تخمي کاليفرنيا»


«تخم هاي خود را نزد ما بيمه کنيد و با خيال راحت به مسافرت برويد. شامل: سرقت، ترک خوردگي و شکستگي!»


«اگر به علت مشغله کاري و يا بيماري، قادر به نشستن روي تخم نيستيد، با ما تماس بگيريد. ما از تخم شما مانند چشم خود محافظت مي کنيم!»


وب سايت هاي تخمي نيز مانند سرطان، در عرض چند هفته تمامي کامپيوترها و شبکه ها را تسخير مي کردند.


در تلويزيون، مردم به مشاهد? ميزگردها و برنامه هاي پرسش و پاسخ تخمي مي نشستند. مثلاً خانمي از اصفهان با تلويزيوني در لوس آنجلس تماس مي گرفت و بعد از ده ها دفعه که صدا قطع و وصل مي شد، مي پرسيد: آقاي دکتر، من احساس مي کنم که جديداً پوست تخمم نازک شده(!) چيکار بايد بکنم؟...

و طبق معمول هميشه، آقاي دکتر يک جواب بي سر و ته به او مي داد و گوشي را قطع مي کرد و به سراغ بقي? سئوالات تخمي شنوندگان مي رفت.

در برنامه هاي راديويي نيز، برنامه هاي روانشناسي تخمي، در بين شنوندگان جايگاه ويژه اي داشت و دراين ميان خوانندگان و نوازندگان هم از اين داستان بي نصيب نمي ماندند و حتماً ترانه هايي در وصف تخم و تخمگذار سروده مي شد. بطور مثال:


- يک تخم دارم، شاه نداره. صورتي داره، ماه نداره...


و يا:


- هيشکي مثل تو تخم نداره. نه داره. نه مي تونه بذاره...


زندگي خانوادگي و روابط انسان ها نيز جدا از اين تغييرات نبود و حتماً آداب و رسوم و معاشرت هاي مردم نيز بر همان اساس تغيير مي کرد. مثلاً مادران به پسران خود مي گفتند و نصيحت مي کردند که: مادر سعي کن زني بگيري که واست تخم هاي گنده گنده بکنه!!!


در هنگام خواستگاري نيز مادر عروس با افاده به خانواده داماد مي گفت: خانواد? ما اصولاً «تخم بزرگ» هستند. من خودم وقتي تازه ازدواج کرده بودم، يک تخم گذاشتم، انداز? هندوانه!!!!...

به اسامي افراد و نام هاي خانوادگي موجود نيز، احتمالاً چندين اسم و فاميل تخمي اضافه مي شد. مثلاً: تخمعلي تخمي زاده، تخمناز تخمي نژاد، تخم عباس تخمي پور و...

پدربزرگ، مادربزرگ ها مثل هميشه، شايعه درست مي کردند و از تجربيات تخمي خود سخن مي گفتند و براي جوان ترها داروهاي سنتي و گياهي تجويز مي کردند و مي گفتند:


- قديمي ها گفته اند: اگر روزي چهار تا استکان گل گاو زبون بخوري، تخمهات ميشه اندازه نارگيل!!!

و يا:


- اگر کنجد رو با پوست گردو مخلوط کني و با هل و نبات بخوري، حتماً تخم دوزرده مي کني! و...

مردم هنگام قسم خوردن و يا قسم دادن يکديگر، از قسم هاي تخمي نيز استفاده مي کردند. مثلاً مي گفتند: به جون تخم عزيزم راست مي گم! و...

و هنگام دعوا و عصبانيت، علاوه بر فحش خواهر و مادر و جد و آبا، به تخم هاي هم ديگر نيز فحش مي دادند مثلاً: الهي تخمهات بشکنه! الهي تخمهاتو سگ ببره و...!!!

در قوانين کشورها نيز احتمالاً چند قانون تخمي به بقي? موارد قانوني اضافه مي شد و همين موضوع، مقدم? بروز يکسري جرم و جنايت تخمي مي شد.

جنايتکاران جنگي به جاي «نسل کشي»، «تخم شکني» مي کردند و باندهاي تبهکار و مافيايي علاوه برخلاف هاي قبلي، به جرائم تخمي مانند تخم دزدي و تخم فروشي و قاچاق تخم هم روي مي آوردند.

حال شما بگوييد، دوران حاملگي بهتر است يا زندگي تخمي!؟

اگه خانمها به جاي حامله شدن تخم بذارن

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 10:8  توسط محمد رضا   | 

شرايط ازدواج دختران براي پسران در استانهاي مختلف!

1-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرايط عبارتند از:
*داشتن باشگاه بدنسازي
*داشتن حداقل يك مقام نائب قهرماني در مسابقات قويترين مردان ايران
*داشتن عكس يادگاري و امضا از فرامرز خود نگار و محراب فاطمي
*بازگرداندن كمك هاي مردمي مفقود شده در زلزله بم به مسئولان ذيربط!!!
*نكته:در صورتي كه عضلات شكم شش طبقه باشند امتياز ويژه محسوب خواهد شد!(5 امتياز)


2-شهر تبريز از استان آذربايجان شرقي.شرايط عبارتند از:
*تلفظ حرف ق
*اداي كلمات قلقلك و قوز بالاي قوز بدون كوچكترين اشتباه!
*دانستن جواب مسئله 2X2 از لحاظ مختلف
*بلد بودن جك هاي متعدد درباره بچه هاي تهران
*داشتن مدال لياقت و شجاعت از اداره فرهنگ و هنر تبريز جهت بستن بمب به كمر و منفجر كردن كاميون حامل جك هاي صادراتي تبريز به استان هاي همجوار.


3-شهر زاهدان از استان سيستان و بلوچستان.شرايط عبارتند از:
*توانايي قورت دادن سه كيلو ترياك
*توانايي عبور 20 كيلو محموله مواد مخدر از جلوي مأموران مرزباني
*داشتن مزرعه خشخاش
*آشنايي ديرينه با عبدالقمر خان قاچاقچي پاكستاني
*داراي رفت و آمد خانوادگي با جمشيد هاشم پور!


4-شهر رشت از استان گيلان.شرايط عبارتند از:
*داشتن رو حيه مهمان نوازي!
*داشتن روحيه مهمان نوازي!
*داشتن روحيه مهمان نوازي!
*.......


5-شهر قزوين از استان قزوين.شرايط عبارتند از:
*نداشتن چشم طمع به برادر همسر!
*توانايي خم شدن و استقامت در وسط شهر قزوين!
*[...] و [...]


6-شهر اصفهان از استان اصفهان.شرايط عبارتند از:
*خوردن موز به صورت دو بار در هفته!
*دست و دلباز بودن
*داشتن حداقل سه بار سابقه دعوت دوستان به شام يا نهار و يا يكبار برگزاري مهماني فاميلي
*ننازيدن به سي و سه پل و ساير ابنيه تاريخي!
*راستگويي و صداقت!!!


7-شهر هاي سنندج و كرمانشاه از استان هاي كردستان و كرمانشاه.شرايط عبارتند از:
*توانايي پوشيدن شلوار استرج و تنگ به مدت 24 ساعت
*نداشتن سيبيل
*تعهد به خاك ايران و نداشتن ادعاي استقلال طلبي!
*نداشتن سابقه دعوا و قلدري
*نبريدن سر نويسنده اين مطلب!!!


8-شهر آبادان از استان خوزستان.شرايط عبارتند از:
*كوتاه كردن پشت مو و استفاده از عينك آفتابي فقط در صورت لزوم و زير آفتاب!
*پوشيدن پيراهن و شلوار سفيد
*نداشتن هيچ گونه ادعا نسبت به همنشيني با راكي-رامبو-جكي چان-بروسلي و بيل كلينتون
*نداشتن هيچ گونه ادعاي مالكيت نسبت به برج ايفل "برج پيزا-مجسمه آزادي و برج ميلاد!
*داشتن روحيه راستگويي و حقيقت طلبي(يعني زياد لاف نياد)


9-شهر يزد از استان يزد.شرايط عبارتند از:
*توانايي زيستن در آب و هواي خوش.
*آشنايي با اشيائي چون چمن-سبزه-قناري و ساير موجودات زنده ساكن مناطق خوش آب وهوا
*نداشتن روحيه آب زير كاه و رندي
*اداي حرف هاي خ و ق بدون تشديد


10-شهر تهران از استان تهران.شرايط عبارتند از:
*داشتن تنها دو دوست دختر
*آشنا نبودن با معني و مفهوم كلمات دودره-تلكه-تيغيدن و ....
*داشتن روحيه جوانمردي
*مرد بودن!

شرايط ازدواج دختران براي پسران در استانهاي مختلف!

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 21:18  توسط محمد رضا   |