مفهوم انگشت هاي مختلف براي انداختن انگشتر


دوستان نت انگشت شست: نشان دهنده قدرت اراده در فرد است. اين انگشت با خودِ دروني فرد در ارتباط است. وقتي به شما گفته مي شود که در انگشت شستتان انگشتري بيندازيد، به دقت مراقب تغييراتي که در زندگيتان اتفاق مي افتد باشيد. اين انگشتر قدرت اراده شما را تقويت خواهد کرد.


دوستان نت انگشت اشاره: نشان دهنده قدرت، رهبري و جاه طلبي است. اين انگشت نشان دهنده يک نوع قدرت خاص است. اين مسئله به خصوص در قديم الايام وقتي پادشاهان قدرتمند در انگشت اشاره خود انگشتر مي انداختند بيشتر نمود دارد. درنتيجه، انداختن انگشتر در اين انگشت به شما در اين زمينه کمک مي کند.


دوستان نت انگشت وسط: نشان دهنده فرديت و هويت فرد است. اين انگشت که در وسط قرار گرفته است نشاندهنده يک زندگي متعادل و متوزان است. انداختن انگشتر در اين انگشت به شما کمک مي کند زندگي متعادلتري داشته باشيد.


دوستان نت انگشت انگشتري انگشت چهارم :شماست. انگشت انگشتري دست چپ به قلب رابطه مستقيم دارد. به خاطر همين است که حلقه ازدواج در اين انگشت انداخته مي شود. اين انگشت همچنين نشاندهنده احساسات و خلاقيت در فرد است. انداختن انگشتر در انگشت چهارم دست راست به شما کمک مي کند در زندگي خود خوشبين تر باشيد.


دوستان نت انگشت کوچک: نشان دهنده همه چيز در روابط شماست. اين انگشت نشاندهنده روابط ما با محيط بيرون مي باشد و دقيقاً مخالف شست است که به خودِ دروني ما اشاره دارد. اين انگشت نشاندهنده رفتار ما با ديگران است. انداختن انگشتر در اين انگشت به شما کمک مي کند روابط خود را تقويت کنيد، به خصوص درمورد ازدواج. به ارتقاء روابط کاري هم کمک مي کند.


انگشترها در ميان ساير جواهرات اهميت بيشتري دارند. قبل از اينکه تصميم بگيريد هر انگشتري دستتان کنيد، بهتر است با يک متخصص درمورد نوع جواهري که مي خواهيد دست کنيد صحبت کنيد. اين انگشتر، چه يک انگشتر الماس يا انگشتر نامزدي يا عروسي يا هر انگشتر ديگري باشد، نمي توان زيبايي آنها را بعنوان جواهرهايي شيک ناديده گرفت. پس فقط به دلايل باورها و اعتقادات مذهبي نيست که خيلي ها انگشتر دست ميکنند، اين مسئله مي تواند جنبه مدگرايي هم داشته باشد. دليل آن مهم نيست، مهم اين است که انداختن انگشتر به ارتقاء وضعيت ظاهر شما کمک مي کند.

زمانی که من بچه بودم، مادرم علاقه داشت گهگاهی غذای صبحانه را برای شب  درست کند. و من به خاطر می آورم شبی را بخصوص وقتی که او صبحانه ای، پس از گذراندن یک روز سخت و طولانی در سر کار، تهیه کرده بود. در آن شب مدت زمان خیلی پیش، مادرم یک بشقاب تخم مرغ، سوسیس و بیسکویت های بی نهایت سوخته در جلوی پدرم گذاشت. یادم می آید منتظر شدم که ببینم آیا هیچ کسی متوجه شده است! با این وجود، همه ی کاری که پدرم انجام داد این بود که دستش را به سوی بیسکویت دراز کرد، لبخندی به مادرم زد و از من پرسید که روز ام در مدرسه چطور بود. خاطرم نیست که آن شب چه چیزی به پدرم گفتم، اما کاملاً یادم هست که او را تماشا می کردم که داشت کره و ژله روی آن بیسکویت سوخته می مالید و هرلقمه آن را می خورد.

وقتی من آن شب از سر میز غذا بلند شدم، به یادم می آید که شنیدم صدای مادرم را که برای سوزاندن بیسکویت ها از پدرم عذر خواهی

می کرد. و هرگز فراموش نخواهم کرد چیزی را که پدرم گفت: عزیزم، من عاشق بیسکویت های سوخته هستم.)) بعداً همان شب، رفتم که

 بابام را برای شب بخیر ببوسم و از او سوال کنم که آیا واقعاً دوست داشت که بیسکویت هایش سوخته باشد. او مرا در آغوش کشید و گفت:  ((مامان تو امروز روز سختی را در سرکار گذرانده و او خیلی خسته است. و بعلاوه، بیسکویت کمی سوخته هرگز هیچ کسی را نمی کشد!))

زندگی مملو از چیزهای ناقص... و افراد دارای کاستی هست. من اصلاً در هیچ چیزی بهترین نیستم، و روز های تولد و سالگرد ها را

درست مثل هر کسی دیگر فراموش می کنم. اما چیزی که من در طی سال ها پی برده ام این است که یاد گیری پذیرفتن عیب های همدیگر

و انتخاب جشن گرفتن تفاوت های یکدیگر یکی از مهمترین را ه حل های ایجاد روابط سالم، فزاینده و پایدار می باشد. 

و امروز دعای من برای تو این است که یاد بگیری که قسمت های خوب، بد، و ناخوشایند زندگی خود را بپذیری و آن ها را به خدا واگذار کنی.

چرا که در نهایت، او تنها کسی است که قادر خواهد بود رابطه ای را به تو ببخشد که در آن یک بیسکویت سوخته موجب قهر نخواهد شد.

ما می توانیم این را به هر رابطه ای تعمیم دهیم. در واقع، تفاهم اساس هر روابطی است، شوهر-همسر یا والدین-فرزند یا برادر-خواهر یا دوستی!  

((کلید دستیابی به شادی تان را در جیب کسی دیگر نگذارید- آن را پیش خودتان نگهدارید.))

بنابراین، لطفاً یک بیسکویت به من بدهید، و آره، از نوع سوخته حتماً خیلی خوب خواهد بود.!.!.!.! 

و لطفاً این داستان را برای کسی که زندگی تان را ارزشنمد کرده است بفرستید... من الآن این کار را انجام دادم.


(برگردان از متن انگلیسی صنایعی)