زن اگر آتش نمی‌شد، خام می‌ماندیم ما،

نارسیده بادة در جام می‌ماندیم ما.

زن اگر ما را نمی‌بخشید عمر جاویدان،

بی تخلص، بی‌نسب، بی‌نام می‌ماندیم ما.

گر نمی‌دیدیم ما از کودکی آغوش گرم،

از محبّت بی‌خبر، ناکام می‌ماندیم ما.

گر به چشم ما نمی‌دوشید مادر شیر خویش،

کور مادرزاد در ایّام می‌ماندیم ما.

گر نمی‌آموختیم از زن ره و رسم ادب،

بدگهر، بدذات، بدفرجام می‌ماندیم ما.

زن اگر آتش نمی‌بود، خانة ما سرد بود،

بی چراغ روشنی در شام می‌ماندیم ما.

گر کلام اوّلین از زن نمی‌آموختیم،

لب فرو بسته به هم چون لام می‌ماندیم ما.

آتش زن بود که ما سوختیم و ساختیم،

ورنه چون سنگ سر احرام می‌ماندیم ما.

میرزا تورسون‌زاده»، شاعر تاجیک