حقايق زندگي
کساني که ميگويند “من نبايد اين راز را فاش کنم اما فقط به تو ميگويم” دقيقا راز شما را نيز به همين صورت براي ديگران بازگو مينمايند.
گفتن حقيقت مهم است؛ اين مهم نيست که ما راست ميگوييم و ديگران اشتباه ميکنند.
هيچ هدفي بدون طي کردن مسير و راه آن دست يافتني نيست.
کساني که سر خود را مانند کبک در برف فرو ميبرند، در واقع لگد ديگران را به جان ميخرند.
آنچه که در ظاهر هر شخص ميبينيم، به ندرت دقيقا همان چيزي است که آن شخص واقعا هست.
جرات و شهامت اين نيست که روبروي شير بايستيم بلکه اين است که بفهميم چطور ميتوان از شر او جان سالم بدر برد.
ما از همان اول پدر و مادر زاده نشدهايم، بلکه بايد بياموزيم که چطور ميتوان پدر و مادر بود.
کلماتي که بر زبان جاري ميگردند، قدرت خود را از ما گرفتهاند و از خود هيچ قدرتي ندارند.
افراد خردمند در سکوت به سر ميبرند تا بيش از هر چيز صداي تمناي خود را بشنوند.
فرشتهها به زمين نميآيند تا ببينند ما چه ميکنيم بلکه ميآيند تا به ما بگويند چه کار بهتر است انجام دهيم.
هيچ چيز مانند ارتباط و وابستگي با ديگران، با تمام وجود، به درد انسان نميخورد.
در واقع ما هيچ چيز را کنترل نميکنيم، مگر رفتار و کردار و تصميمات خودمان.
هيچ کس نميتواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهيم)
اين يک اشتباه بزرگ است اگر از تجربيات خود درس نگيريم.
من هيچ چيز نميدانم، به من بياموزيد؛ من هيچ چيز نميشنوم، به من بگوييد؛ من هيچ چيز نخواهم ديد، به من نشان دهيد. ما با هم پيروزيم.
پشيماني از آن دسته چيزهايي است که ما به اشتباه آن را انتخاب ميکنيم.
آنچه در قلب خود ميپرورانيم، همان است که در زندگي آن دنيا در دستان خود داريم.
تنها به اين دليل که بذري را که کاشتهايم نميبينيم، نمي توانيم بگوييم چيزي از اينجا بيرون نميآيد.
جنسيت واقعي وجود ندارد. هر کسي قسمتي از روحيات جنس مخالف را در خود دارد.
تجربيات شما، تجربيات شما هستند؛ شخصيت شما نيستند.
فرض کردنها از تنبلي ما در جستجوي حقيقت سرچشمه ميگيرند.
هيچ کس به طور کامل بيطرف نيست.
خانواده ما تنها جايي نيست که ما در ان متولد شدهايم؛ گاهي يک دست باز و رويي گشاده نيز ما را متولد ميکند.
شما هميشه راه درست را نميپيماييد.
فروتني و تواضع، در واقع توانايي پذيرفتن خطاست.
توانايي يک مرد آن چيزي نيست که در جيبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.
اگر شما يک قدم مثبت برداريد، کائنات 100 قدم به سمت شما ميآيند.
اگر ميخواهيد بديها سرتان نيايد، نخواهيد سر ديگران آيد.
اگر ميخواهيد با حقيقت سر و کار نداشته باشيد، هميشه در خيالات خود گم هستيد.
فخرفروشي لباسي است که فقط تن احمقان ميشود.
کسي که از همه بيشتر ميداند، معمولا همان کسي است که کمتر حرف ميزند.
هر کسي سزاوار ارزشمند شدن و معشوق ديگران بودن است.
هيچ کس جواب نهايي را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.
شما تنها با ابزاري که داريد ميتوانيد عمل کنيد، پس به دنبال ابزار جديد وقت خود را تلف نکنيد.
اگر خطاهاي خود را خطا در نظر نگيريم، آنگاه با هر خطا راهي اشتباه را کشف کردهايم.
اين انسانها هستند که به زندگي معنا ميدهند و نه اشياء.
هميشه سوالاتي هستند که جوابشان ناپيداست و بزودي جوابشان پيدا خواهد شد.
در حال حاضر نه آينده وجود دارد و نه گذشته، زندگي جاريست.
اگر بخواهيد، اسکلت هميشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.
وقتي صحبت ميکنيم، صداي هيچ کس را نميشنويم.
والدين نبايد کوچکترها را در برابر تصميمات زندگي مسئول بدانند.
اينکه پدران ما چه کاره بودهاند مهم نيست، مهم اين است که ما چه خواهيم کرد و چه خواهيم شد.
اگر فکر ميکنيد که بايد همين الآن بگوييد، پس بگوييد و اگر ميدانيد که بايد کاري را الآن انجام دهيد، پس انجام دهيد.
هر تغييري نياز به حرکت دارد.
کمک ديگران به معناي انجام تمام و کمال کار ما نيست.
اينطور نيست که هر کسي شما را دوست بدارد ولي شما ميتوانيد هر کسي را دوست داشته باشيد.
اگر کاري را هميشه براي کسي انجام داديد، او هرگز آن کار را ياد نخواهد گرفت.
هيچ چيز بيشتر از خنده، مسري و واگيردار نيست.
بهترين هديهاي که ميتوان به ديگران داد، وقت و صبر خودمان است.
زيبايي محض با چشم قابل مشاهده نيست، بلکه با فکر و دل ديده ميشود.