10 فرمان براي فيصله دعوا
1 خودتان را جاي همسرتان بگذاريد:
وسط داد و بيدادهايي که ميکنيد، يک لحظه خودتان را جاي همسرتان بگذاريد و سعي کنيد تا جايي که ميتوانيد مشکلاتش، استرسهايي که دارد و احساسات فعلياش را درک کنيد.
2 باورهاي غير واقعبينانه را تغيير دهيد:
«يک دعوا يعني خراب کردن هر چي تا حالا ساختهايم»، «همسرم بايد هميشه مرا بفهمد چون همسرم است ديگر!»، «همسرم هيچوقت خودش را عوض نميکند»، «نيازهاي همسرم، زمين تا آسمان با نيازهاي من فرق ميکند» و... اين باورها ممکن است با قيافهاي حق به جانب ته ذهن شما نشسته باشند.
کاري نداريم که کي و ازکجا آمدهاند توي ذهن شما؛ ولي حاصلش اين است که اگر تغييرشان ندهيد، به قول لازاروس «اين فکرهاي سمي ميتواند شما را ديوانه کند» واقعيت اين است که «هميشه و در همه ي روابط زناشويي، اختلافهايي پيش ميآيد»، «همسران نميتوانند هميشه ذهن طرف مقابلشان را بخوانند»، «همه تا حدي تغييرپذيرند» و «افرادي که دو طرف يک رابطه طولاني مدت قرار ميگيرند، معمولا نيازهاي مشابه هم دارند».
3 دعوا را به شخصيت همسرتان ربط ندهيد:
اگر بعد از دعوا فکر کنيد که دعوا به اين خاطر بوده که همسرتان اصولا خودخواه است، ديگر جايي براي صلح نميماند. شخصيت دعوايي ممکن است وجود داشته باشد اما غالبا رفتار همسران موقع دعوا تحتتاثير موقعيت است. اگر بيشتر تامل کنيد ميبينيد که «همسرتان هميشه اينطور عمل نميکند» و «با اينکه رفتارش خوب نبوده اما ميدانيد که به شما علاقهمند است».
4 دعوا را به قسمتهاي عميق رابطه نکشانيد:
اگر هميشه توي دعوايتان به اصطلاح «رو» دعوا کنيد، در «عمق» هميشه يک وفاداري هميشگي پنهان وجود خواهد داشت. دعوايتان را به اين جاها ربط ندهيد.
5 احساساتتان را با صراحت بيان کنيد:
به جاي اينکه بگوييد «حس سينما رفتن داري؟»، بگوييد «دوست دارم برم سينما». به جاي اينکه از جملات «تو من را... »، از جملات «من احساس ميکنم...» استفاده کنيد..
6 درباره همسرتان کليگويي نکنيد:
اينکه بگوييد «تو آدم بيملاحظهاي هستي» چيزي را عوض نميکند. دقيقا به همسرتان بگوييد که چه چيزي بايد در رفتارش تغيير کند.
7 جايگزين بگذاريد:
اينکه داد و بيداد کنيد که از رنگهاي صورتي و قهوهاي و آبي و زرشکي براي پرده خانه خوشتان نميآيد، چيزي را درست نميکند؛ به جاي اينها البته اگر رنگي باقيمانده بود بگوييد از کدام رنگ خوشتان ميآيد.
8 خوب گوش کنيد:
بله، خوب گوش نميدهيد! به قول قدما با گوش دل حرفهاي طرف مقابل را نميشنويد. تا همسرتان حرف ميزند در مقابلش توي ذهنتان يک جمله آماده ميکنيد. اينکه نشد گوش دادن! فيدبک بدهيد ببينيد اصلا آنجوري که شما فهميدهايد، همسرتان حرف زده است يا نه.
9 ببخشيد:
بعضي وقتها واقعا همسرتان مقصر بوده و اشتباه کرده است. شما بهتر است در اين مواقع، لذت توفيق اجباري بخشش را بچشيد.
10 تمرين «روزهاي صميمانه» را انجام دهيد:
شايد به نظرتان خندهدار باشد اما گاهي چارهاي جز اين نميماند که يک تمرين مکانيکي انجام دهيد. ميتوانيد يک تعداد روز متوالي را مشخص کنيد و در اين روزها توافق کنيد که هر روز حداقل 5 مورد از فهرست کارهايي که همسرتان ميخواهد را انجام دهيد.
البته او هم بايد متقابلا کارهايي که شما ميخواهيد را انجام دهد. اين کارها اول بايد امري باشند؛ يعني طرف را از کاري نهي نکنند، دوم بايد عملياتي باشند؛ سوم آنقدر کوچک باشند که بتوان هر روز انجامشان داد و چهارم مربوط به دعواي اخير نباشند. باور کنيد اين تمرين ها معجزه ميکند. امتحانش ضرر که نداره ، داره ؟؟
وسط داد و بيدادهايي که ميکنيد، يک لحظه خودتان را جاي همسرتان بگذاريد و سعي کنيد تا جايي که ميتوانيد مشکلاتش، استرسهايي که دارد و احساسات فعلياش را درک کنيد.
2 باورهاي غير واقعبينانه را تغيير دهيد:
«يک دعوا يعني خراب کردن هر چي تا حالا ساختهايم»، «همسرم بايد هميشه مرا بفهمد چون همسرم است ديگر!»، «همسرم هيچوقت خودش را عوض نميکند»، «نيازهاي همسرم، زمين تا آسمان با نيازهاي من فرق ميکند» و... اين باورها ممکن است با قيافهاي حق به جانب ته ذهن شما نشسته باشند.
کاري نداريم که کي و ازکجا آمدهاند توي ذهن شما؛ ولي حاصلش اين است که اگر تغييرشان ندهيد، به قول لازاروس «اين فکرهاي سمي ميتواند شما را ديوانه کند» واقعيت اين است که «هميشه و در همه ي روابط زناشويي، اختلافهايي پيش ميآيد»، «همسران نميتوانند هميشه ذهن طرف مقابلشان را بخوانند»، «همه تا حدي تغييرپذيرند» و «افرادي که دو طرف يک رابطه طولاني مدت قرار ميگيرند، معمولا نيازهاي مشابه هم دارند».
3 دعوا را به شخصيت همسرتان ربط ندهيد:
اگر بعد از دعوا فکر کنيد که دعوا به اين خاطر بوده که همسرتان اصولا خودخواه است، ديگر جايي براي صلح نميماند. شخصيت دعوايي ممکن است وجود داشته باشد اما غالبا رفتار همسران موقع دعوا تحتتاثير موقعيت است. اگر بيشتر تامل کنيد ميبينيد که «همسرتان هميشه اينطور عمل نميکند» و «با اينکه رفتارش خوب نبوده اما ميدانيد که به شما علاقهمند است».
4 دعوا را به قسمتهاي عميق رابطه نکشانيد:
اگر هميشه توي دعوايتان به اصطلاح «رو» دعوا کنيد، در «عمق» هميشه يک وفاداري هميشگي پنهان وجود خواهد داشت. دعوايتان را به اين جاها ربط ندهيد.
5 احساساتتان را با صراحت بيان کنيد:
به جاي اينکه بگوييد «حس سينما رفتن داري؟»، بگوييد «دوست دارم برم سينما». به جاي اينکه از جملات «تو من را... »، از جملات «من احساس ميکنم...» استفاده کنيد..
6 درباره همسرتان کليگويي نکنيد:
اينکه بگوييد «تو آدم بيملاحظهاي هستي» چيزي را عوض نميکند. دقيقا به همسرتان بگوييد که چه چيزي بايد در رفتارش تغيير کند.
7 جايگزين بگذاريد:
اينکه داد و بيداد کنيد که از رنگهاي صورتي و قهوهاي و آبي و زرشکي براي پرده خانه خوشتان نميآيد، چيزي را درست نميکند؛ به جاي اينها البته اگر رنگي باقيمانده بود بگوييد از کدام رنگ خوشتان ميآيد.
8 خوب گوش کنيد:
بله، خوب گوش نميدهيد! به قول قدما با گوش دل حرفهاي طرف مقابل را نميشنويد. تا همسرتان حرف ميزند در مقابلش توي ذهنتان يک جمله آماده ميکنيد. اينکه نشد گوش دادن! فيدبک بدهيد ببينيد اصلا آنجوري که شما فهميدهايد، همسرتان حرف زده است يا نه.
9 ببخشيد:
بعضي وقتها واقعا همسرتان مقصر بوده و اشتباه کرده است. شما بهتر است در اين مواقع، لذت توفيق اجباري بخشش را بچشيد.
10 تمرين «روزهاي صميمانه» را انجام دهيد:
شايد به نظرتان خندهدار باشد اما گاهي چارهاي جز اين نميماند که يک تمرين مکانيکي انجام دهيد. ميتوانيد يک تعداد روز متوالي را مشخص کنيد و در اين روزها توافق کنيد که هر روز حداقل 5 مورد از فهرست کارهايي که همسرتان ميخواهد را انجام دهيد.
البته او هم بايد متقابلا کارهايي که شما ميخواهيد را انجام دهد. اين کارها اول بايد امري باشند؛ يعني طرف را از کاري نهي نکنند، دوم بايد عملياتي باشند؛ سوم آنقدر کوچک باشند که بتوان هر روز انجامشان داد و چهارم مربوط به دعواي اخير نباشند. باور کنيد اين تمرين ها معجزه ميکند. امتحانش ضرر که نداره ، داره ؟؟

+ نوشته شده در ساعت 18:45 توسط محمد رضا
|